تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
مقابل امام حسين عليه السّلام ديدند از شادى نعره بركشيدند و اطفال و عورات اهل بيت از اين حال واقف شده بترسيدند امّا امام حسين عليه السّلام فلمّا راه زعق عليه زعقة علوية و حمل عليه حملة هاشمية بانگ برابطحى زد كه مرا نمىشناسى كه چنين گستاخانه پيش مىآئى ؟ ابطحى جواب نداد و تيغ را حواله امام حسين عليه السّلام نمود ، فرزند اسد اللّه الغالب دست به كمر برد ذو الفقار از نيام كشيد چنان بركمرش زد كه همچون خيار تر به دو نيم شد لشگر از ضرب دست و شجاعت آن سرور متحيّر شدند صداى الحذر الحذر از آنها بلند شد امام عليه السّلام مركب در ميدان جولان مىداد و مبارز مىطلبيد . مرحوم سيّد در لهوف مىنويسد : و كان يقتل كلّ من برز اليه حتّى مقتلة عظيمة ، هركس به مبارزت آن جناب مىآمد كشته مىشد تا جائى كه حضرت كشتار سختى نمودند و در هنگام نبرد به ميمنه حمله نمود و فرمود :
الموت خير من ركوب العار * و العار اولى من دخول النّار
سپس حمله به ميسره برد و فرمود :
انا الحسين بن علىّ * اليت ان لا انثنى احمى عيالات ابى * امضى على دين النّبىّ
مرحوم محدّث قمى در منتهى الآمال مىنويسد : بعضى از رواة گفته‌اند : به خدا قسم هرگز نديدم مردى را كه لشگرهاى بسيار او را احاطه كرده و ياران و فرزندان او را كشته و اهل بيتش را محصور و مستأصل ساخته باشند شجاع‌تر و قوى القلب‌تر از امام حسين عليه السّلام چه تمام اين مصائب در او جمع بود بعلاوه تشنگى و كثرت حرارت و بسيارى جراحت و با وجود اينها گرد اضطراب و اضطرار بردامن وقارش ننشست و بهيچگونه آلايش تزلزل در ساحت وجودش راه نداشت و با اينحال مىزد و مىكشت و گاهى كه ابطال رجال براو حمله مىكردند چنان برايشان مىتاخت كه آنها همچون گلّه گرگ‌ديده