تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
شعر
بانگ برزد كاى غريب نينوا * نيستى بىكس هنوز اين سو بيا مانده باقى بين ز اصحاب كرم * شيرخوار خسته جانى در حرم شيرخوارم گرچه من شير حقم * زهرهء شيران بدرّد ابلقم اندكى گر شير جانم هى كند * شير گردون شير جان را قى كنم شيرخوارم ليك شير سرمدم * بر سر عرش هوايت واحدم شير معنى شد شكار پنجه‌ام * هين بيا كز زخم هجران رنجه‌ام عزم كوى دوست چون دارى بيا * ارمغانى بربدرگاه خدا قابل شه ارمغان كوچكست * كو به قيمت بيش و در وزن اندكست گوهرى برپيش آن شاه ارمغان * كو سبك وزنست و در قيمت گران شاهباز وحدتم من در نشست * عيب نبود شاهم ار گيرد بدست غير دستت نيست چون جائى مرا * بر بدستم نيست چون پائى مرا نيست دست از بهر دفع دشمنت * دست آن دارم كه گيرم دامنت گر كه نتوانم به ميدان تاختن * سوى ميدان جان توانم باختن گر ندارم گردن شمشيرجو * تير عشقت را سپر سازم گلو
از اضطراب و ناله و افغان طفل بانوان حرم جملگى با صداى بلند گريه كردند ، فرجع الامام الى نحو الخيام و سئل الصّديقة الصّغرى اعنى زينب عن سبب تلك الحالة فاخبرته بما صنع الطفل بعد استغاثته و استنصاره ، حضرت از صديقه صغرى زينب كبرى سلام اللّه عليها سبب ضجّه بانوان را سؤال فرمود عليا مخدّره عرضه داشت : برادر همين كه در ميدان صداى استغاثه شما بلند شد اين طفل شيرخوار بند قنداقه را پاره كرد و خود را بيرون انداخت و ناله كرد و ما را به گريه آورد . امام عليه السّلام فرمودند : بياوريد آن طفل شيرخوارم را .
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 690 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى