تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
عونا و عبّاسا حضرت دست قاسم را گرفت و داخل خيمه شد ، عبّاس بن امير المؤمنين و عون را طلبيد و مادر قاسم را نيز طلب كرد و فرمود : يا امّ ولد ، أليس للقاسم تباب جدد ؟ قالت : لا . يعنى امام عليه السّلام از مادر قاسم پرسيدند : آيا قاسم لباس نو دارد ؟ مادرش عرض كرد : خير . امام عليه السّلام خواهرش عليا مخدّره زينب سلام اللّه عليها را خواست فرمود : اى خواهر صندوق رخوت برادرم حسن را حاضر كن . فى الحال آورد و گشودند قبا و عمّامه حضرت مجتبى را بيرون آوردند ، قبا را در برو عمامه را نيز برسر قاسم نهادند سپس امام فرمودند : دخترم فاطمه را كه نامزد قاسم است حاضر كنيد . مخدّرات حرم فاطمه را با چشم گريان و دلى بريان به حضور حضرت آوردند ، فاطمه در پيش و زنان در عقب سر شعر
به گردش همه بانوان پر ز آه * ستادند چون هاله برگرد ماه همه ديده خون و دل سوگوار * همه اشگ‌ريزان بسان بهار
حضرت به يك دست ، دست فاطمه را گرفت و به دست ديگر دست قاسم را در حضور زنها بشهادت عون و عباس شروع كرد خطبه عقد خواندن و اشگ ريختن فعقد له عليها
بياراست مجلس خداى جليل * نواخوان آن بزم شد جبرئيل در آن دشت خون‌خوار چون عقد بست * درآمد به عقد دو گيتى شكست
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 627 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى