تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
آسيبى به ايشان رسد تا ما نماز را بخوانيم آن دو شير دلير از جان گذشته در جانب راست و چپ ايستاده و آنچه تير و سنان مىآمد با دست و سينه به استقبال آنها مىرفتند و از امام عليه السّلام و نمازگزاران دفع آسيب مىكردند سيزده تير به سعيد بن عبد اللّه اصابت كرد غير از زخمهاى نيزه و شمشير كه برداشته بود خلاصه آنكه آن شيرمرد باهمّت چنان از سلطان مظلومان حمايت كرد كه تمام دشمن متحيّر شده و از استقامت و پايمردى او به غضب آمدند لذا با اينكه سيزده تير به او خورده بود ديدند با كمال قوّت و قدرت به حفاظت از امام عليه السّلام مشغول است نزديك آمده ضرباتى چند با شمشير به وى زدند باز در جايش ايستاده و همچون سدّ سكندر مقاومت نمود شروع كردند با طعن نيزه او را زخمى نمودن باز در جايش قائم بود و اين استقامت و ايستادگى آن دلير تا زمانى بود كه امام عليه السّلام مشغول به خواندن نماز بودند و همين كه نماز آن حضرت به پايان رسيد سعيد بن عبد اللّه نيز به روى خاك افتاد ولى با خداوند مشغول مناجات و عرض حال شد و بركفّار و معاندين لعنت مىنمود و مىگفت : اللّهم العنهم لعن عاد و ثمود ، اللّهم ابلغ نبيّك عنّى السّلام و ابلغه ما لقيت من الم الجراح فانّى اردت بذلك نصرة ذرّيّة نبيّك . بار خدايا براين قوم لعنت كن آن لعنتى كه برقوم عاد و ثمود كردى ، خداوندا در همچو حالى سلام مرا برپيغمبر خود برسان و او را از حال فكار من مطّلع گردان كه به اين روز افتاده و زخمهاى جگرسوز به جان خود خريدم ، خدايا همه را در راه ذرّيه پيغمبر تو كشيدم و مقصودم يارى فرزند غريب و مظلوم او بود . در برخى از كتب مقاتل آمده كه بنا به روايتى خود را غلطان و كشان كشان به قدمهاى امام عليه السّلام رساند و سر برقدم مولاى خود نهاد و در همان حال مرغ روحش از قفس آزاد شد