مىدادند كه صداى ضجّه و ناله عيال و اهل حرم بلند شد با چشم گريان ندبه و ناله مىكردند و مىگفتند : حاموا ايّها الطّيّبون عن الفاطّميات اى نيكان عالم و اى پاكان اولاد آدم ما ناموس پيغمبر خدائيم و عصمت فاطمه زهرائيم از ما حمايت كنيد ، ما را در دست دشمن مبادا بگذاريد ، اگر خداى ناكرده دست اجنبى به گوشه چادر ما برسد شما جواب پيغمبر خدا را چه خواهيد داد ؟
حبيب و اصحاب كه اين حالت را ديده و اين مقالات را شنيدند سرها به زير انداخته چنان صيحه و ناله از دل برآوردند كه زمين از اثر صيحه و ناله ايشان به لرزه درآمد .
دميدن فجر روز عاشوراء و نماز صبح امام عليه السّلام با اصحاب عاليمقام
شب پرتعب و پرماجراى عاشوراء به آخر رسيد و سفيده صبح صادق روز عاشوراء دميد و بدين ترتيب مقدار مهلت امام عليه السّلام تمام شد در چنين وقتى آن حضرت با دلى آكنده از اضطراب و حزن و اندوه پيوسته نظر به افق مىنمود و كلمهء استرجاع و . . . . برزبان جارى مىكرد ناگاه صداى اذان شاهزاده على اكبر سلام اللّه عليه به گوش امام عليه السّلام رسيد حضرت خود را براى اداء فريضه صبح آماده كرده و از خيمه بيرون آمدند همين كه آفتاب دين و سلطان حجاز به جهت نماز از خيمه طلوع نمود اصحاب و انصار و شهزادگان جملگى يكان يكان از خيام و سراپردهها بيرون آمده پشت سر امام عليه السّلام صف كشيده تا نماز را با آن قبله عالميان بجا آورند ، بارى در آن دشت پربلاء و بيابان پرآشوب نمازى خوانده شد كه تمام فرشتگان آسمانها به گريه درآمدند زيرا تمام آحاد اين جماعت مىدانستند كه اين نماز آخر و وداع با حق تبارك و تعالى مىباشد و پيدا است كسى كه اميد نماز خواندن ديگر نداشته باشد چگونه آن را به انجام مىرساند .
مرحوم ابن قولويه قمى در كتاب كامل الزّيارات از حلبى و او نيز از حضرت
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٣٢