تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
بعضى گفته‌اند : عدد لشگر دشمن باندازه‌اى بود كه اگر كسى برپشته و تپّه‌اى قرار مىگرفت تا جائى كه شعاع چشمش كار مىكرد اسبها و مردان و شمشيرها و نيزه‌ها را مىديد و كثرت و بسيارى لشگر بقدرى بود كه مىتوانست آنها را به سيل جارى تشبيه كرده يا بگويد سياهى جمعيت نظير سياهى و تاريكى شب بود يا احيانا صحيح بود آنها را به ملخ‌ها و ريگهاى پراكنده يا قطرات باران ريزان تشبيه نمايد چنانچه در يكى از رجزهاى خود حضرت اين تشبيه آمده ، حضرت فرمودند :
و ابن سعد قدرمانى عنوة * بجنود كوكوف الهاطلين
و نيز دمستانى گفته :
فاظلهتم جنود كالجراد المنتشر * مع شمر و ابن سعد كلّ كذاب اشر
بارى از كثرت مراكب و مردان جنگى پهنا دشت سرزمين كربلاء تنگ گرديده بود بطورى كه كمتر جائى را مىشد خالى از ستور و سواران ديد چنانچه از بسيارى پرچم‌ها و علم‌ها كه يكى پس از ديگرى قرار گرفته بودند آسمان و فضاى آن نواحى پوشيده شده بود گويا پرده و چادرى برآسمان آن زمين زده بودند . برخى از مورخين گفته‌اند : از روز سوّم محرّم تا ششم بازار آهنگران كوفه رائج بوده و غوغا و آشوبى در آن به چشم مىخورد و هركس قدم به اين بازار مىگذارد يا شمشير مىخريد و يا نيزه و يا تير و يا سرنيزه تهيه مىكرد و احيانا اگر اين آلات را داشت براى تيز كردن و صيقل دادن و يا به زهرآب دادن آنها به آنجا مىآمد و مقصود همه اين بود كه با اين آلات كشنده خون ريحانه رسول و عزيز بتول را بريزند ، عجبا كه تمام تيرهاى اين ناپاكان مسموم بوده و دسته‌اى از آن بىدينان از تيرهاى يك شعبه و برخى از دو شعبه و پاره‌اى از تيرهاى سه شعبه استفاده مىكردند . . . .