تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
طرمّاح پيش آمد ، عرض كرد : اى يادگار رسول خدا من اين راهها را نيكو مىدانم و غير اين جاده راهى ديگر بلد هستم . حضرت فرمودند : پيش برو تا ما از عقب بيائيم . طرماح پيش افتاد و قافله غمزده از عقب با دلهاى وحشت‌زده و حالى افسرده مىرفتند . ابو مخنف مىنويسد : اردوى كيوان شكوه حضرت به راهنمائى طرماح بيابان و صحراء را طى مىكردند تا به عذيب الهجانات رسيدند و در اين منزل بود كه چهار تن از انصار و ياوران امام عليه السّلام به اردوى همايونى ملحق شدند و آنها عبارت بودند از : هلال بن نافع مرادى ، عمرو الصيداوى ، سعيد بن ابى ذر غفارى ، عبيد اللاهّ لمذحجى و چند نفر ديگر در منازل قبل يا احيانا بعد به حضرت پيوستند مانند : حبيب بن مظاهر اسدى ، مسلم بن عوسجه و عابس بن سبيب شاكرى و امثال اينها و قبلا گفتيم وقتى چهار تن يادشده خواستند به امام عليه السّلام بپيوندند حرّ مانع شد ولى با پرخاش و درشتى امام عليه السّلام مواجه شد و بناچار دست از آنها برداشت . بارى وقتى اين چهار نفر وارد اردوى امام عليه السّلام شدند حضرت و صحابه آنها را استقبال كرده و با احترام ايشان را وارد اردو نمودند حضرت پس از گفتن خوش آمد و مرحبا نمودن فرمودند : ما ورائكم بالكوفة ياران از كوفه چه خبر داريد ؟ عرض كردند : بزرگان كوفه گرفتار حبّ دنيا و مال شده ولى ضعفا و فقراء آنها دلهايشان با شما است و شمشيرهايشان به نفع دشمن كار مىكند . حضرت فرمودند از قيس بن مسهر صيداوى چه خبر داريد ؟ نامه مرا رسانيد يا نه ؟ عرض كردند : قربان گماشتگان حصين بن نمير او را گرفتند و كتف‌بسته وى را