گريست بعد فرمود :
دخترم اندوهگين مباش ، اگر مسلم نباشد من پدر تو باشم و خواهرم مادر تو و دخترانم خواهران تو و پسرانم برادران تو باشند .
دختر مسلم فرياد برآورد و زار ، زار بگريست و پسرهاى مسلم سرها از عمامه عريان ساختند و به هاىهاى بانگ گريه درانداختند و اهل بيت در اين مصيبت با ايشان موافقت كردند و امام حسين عليه السّلام از شهادت مسلم سخت كوفتهخاطر گرديد .
زبانحال دختر جناب مسلم بن عقيل در شهادت پدر و آرام كردن امام عليه السّلام او را
اى مونس و ياور يتيمان * وى لطف تو برسر يتيمان
بودى تو هميشه يار و غمخوار * اطفال يتيم را پدروار
دلسوزى و همزبانى تو * دلجوئى و مهربانى تو
افروخته آتشى به جانم * وين لطف نموده بدگمانم
مسلم پدرم مگر شهيد است * از يار و ديار نااميد است
يا آنكه ز بىكسى اليمم * بابم مرده است و من يتيمم
فرمود كه اى يگانه فرزند * در ورطه مباش پاى در بند
مسلم پدرت اگر شهيد است * باب تو حسين نااميد است
اى طفل سكينه خواهر تو است * اكبر پسرم برادر تو است
از خوارى اگر سرشگ ريزى * باللّه كه نزد من عزيزى
چون باب تو از جهان گذشته * در يارى من ز حال گذشته
گر جان بدهم براى مسلم * شرمندهام از وفاى مسلم