تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف ( و چه بسيار اشتياق دارم به مصاحبت گذشتگان خود همچون اشتياق يعقوب به يوسف ) . و خيّر لى مصرع انا الاقيه كانّى با وصالى تتقطعها عسلان الفلواة بين النّواويس و كربلاء ( و برايم برگزيده شد زمينى كه پيكرم در آن افكنده شود ، بايد بدان زمين برسم و گوئى مىبينم كه بند بند مرا گرگان بيابان‌ها از يكديگر جدا مىكنند ميان نواويس و كربلاء ) فيملأن منّى اكراشا جوفا و اجربة سغبا ( پس شكم‌هاى تهى و انبابان‌هاى خالى خود را بدان پر مىسازند ) . لا محيص عن يوم خطّ بالقلم ( گريزى نيست از آن روزى كه به قلم قضا نوشته شده است ) رضاء اللّه رضانا اهل البيت ( خشنودى خدا ، خشنودى ما اهل بيت مىباشد ) . نصبر على بلائه و يوفينا اجور الصّابرين ( بربلاى او صبر مىكنيم و او اجر و مزد صبركنندگان را تماما و كمالا اعطاء مىفرمايد ) . لن تشذّ عن رسول اللّه لحمته و هى مجموعة له فى خطير القدس ( قرابت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه بمنزله پدر جامه محسوب شده و به آن حضرت پيوسته‌اند از آن جناب جدا نمانده بلكه با حضرتش در بهشت گرد آورده شده‌اند ) . تقريهم عينه و ينجز بهم وعده ( چشم پيامبر بدانها روشن شده و خدا وعدهء خود را راست مىگرداند ) . من كان باذلا فينا مهجته و موطّنا على لقاء اللّه نفسه فليرحل معنا فانّى راحل مصبحا انشاء اللّه تعالى ( هركس خواهد جان خود را در راه ما ايثار كرده و خود را براى ملاقات خدا آماده نموده با ما بيرون آيد كه من انشاء الله بامداد روانه خواهم شد ) . 2 - انشاء نامه حضرت به خويشان
از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 230 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى