تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
آنچه خواسته و توانسته‌اى كرده‌اى باز هم خواهى كرد .
اى زاده زياد نكرده است هيچ كه * نمرود اين عمل كه تو شدّاد مىكنى
ابن زياد ديد چاره زبان مسلم را نمىتواند بكند شروع كرد دشنام دادن و فحش گفتن هم به امام حسين عليه السّلام و هم به امير المؤمنين عليه السّلام و هم به عقيل ، همه را دشنام داد . جناب مسلم سلام اللّه عليه از سوز دل سر به زير انداخت ، راضى بود كه زودتر از اين كشته شود و اين ناسزاها را نشنود ، ديگر جواب آن بىحيا و دريده را نگفت ولى به نقل مرحوم سيّد در لهوف مسلم فرمود : اى ولد الزّنا تو و پدرت زياد اولى و احق به اين فحش‌ها هستيد ما خانواده رسالتيم هرچه از دست تو برمىآيد كوتاهى مكن .

وصيت كردن جناب مسلم بن عقيل

در مقتل ابو مخنف است كه چون جناب مسلم را به قصر آوردند سلام نكرد ، ابن زياد گفت : اى مسلم سلام كنى يا سلام نكنى كشته خواهى شد . مسلم يقين به مرگ كرد ، فرمود : اى پسر زياد چون به ناچار مرا خواهى كشت مردى از قريش را مىخواهم كه با ما خويش باشد تا با او وصيت كنم . و مرحوم مفيد در ارشاد مىفرمايد : يكى از پاسبانان گفت : اى مسلم چرا برامير سلام نكردى فرمود : كسى كه اراده قتل مرا دارد چرا سلام كنم ، اگر مرا نكشت سلام بسيار از من خواهد شنيد ابن زياد گفت : به جان خودم تو را خواهم كشت . مسلم فرمود : چنين است ، مرا خواهى كشت ؟ ابن زياد گفت : بلى ، البته خواهم كشت . مسلم فرمود : پس بگذار با يكى از اقوام و خويشان خود وصيّت كنم .