تخطي إلى المحتوى الرئيسي

از مدينه تا مدينه (مقتل) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
عقيل سلام اللّه عليه و بيعت جمع كثيرى از مردم را به وى و ضعف و عدم قابليّت نعمان را براى حكومت كوفه تشريح نمود و خاطرنشان كرد اگر به كوفه احتياج دارى مردى كافى و كامل و سفّاك بفرست كه شهر را از گزند دشمن نگاه دارد و كاغذ ديگرى نيز عمر بن سعد ملعون به همين مضمون نوشت چنانچه جمعى ديگر از بداختران كوفه چنين نامه‌اى به يزيد روسياه نوشته و او را از واقعه اطّلاع دادند ، يزيد بعد از آگاه شدن از اوضاع كوفه و ورود جناب مسلم بن عقيل سلام اللّه عليه به آن جا سخت در فكر فرورفت و با سرحون « 1 » غلام معاويه كه نزد او و يزيد بسيار محبوب بود به مشورت نشست و پرسيد در اين كار چه بايد كرد ، حسين بن على قصد رفتن به كوفه را نموده و پيش از خود نائبش مسلم بن عقيل را به آنجا فرستاده و گروه انبوهى با او بيعت كرده و به وى پيوسته‌اند از طرفى ديگر حاكم كوفه يعنى نعمان بن بشير توانائى اداره كوفه و قلع و قمع دشمن را ندارد صلاح براى خاموش كردن اين غائله چيست ؟ سرحون كه با عبيد اللّه بن زياد رفاقت كامل داشت گفت : اى امير اگر عهدنامه پدرت را ملاحظه كنى يقين دارم كه عبيد اللّه را به امارت كوفى مىفرستى وى تنها كسى است كه مىتواند به اين نابسامانىها سامان دهد . يزيد عهدنامه معاويه را بيرون آورد ديد كه معاويه در آن نوشته : كوفه و بصره را بايد تحت تصرف و حكومت ابن زياد قرار دهى زيرا ديگرى قابليّت حكومت اين دو شهر را ندارد . يزيد پس از ملاحظه عهدنامه مسلم بن عمرو باهلى را طلبيد فرمان حكومت اين دو شهر را به اين مضمون براى ابن زياد نوشت : اى پسر زياد دوستان و پيروان من از كوفه خبر داده‌اند كه پسر عقيل كوفه آمده و احزاب و عساكر فراهم كرده براى شقّ عصاى مسلمانان چون اين نامه را
هامش
( 1 ) - وى غلامى رومى بود كه نزد معاويه بسيار معزّز و محترم بود و پس از معاويه از مقرّبان يزيد گرديد .