پس در مثال فوق هم كساوي جايز است و هم كسائي .
چهارم - آنكه همزه ملحق به حرف اصلى باشد يعنى حكم حرف اصلى را داشته باشد مانند علباء كه در آن نيز همان دو وجه سابق جايز است .
پس در اينمثال تغيير نكند پس اسم منسوب آن مائي و شائى مىشود .
7 - كلماتيكه دو حرفى باشند و در اصل سه حرفى بوده و سپس حرفى از آنها حذف شده است از سه حال خارج نيستند :
اوّل : آنكه فاء الفعل از آنها حذف شده است .
حكم آنها در موقع الحاق ياء نسبت اينستكه محذوف برنگردد مانند : عدة وسعة كه در اصل الوعد و الوسع بودهاند و اسم منسوب آنها عدىّ و سعيّ مىشود .
دوّم : آنكه عين الفعل از آنها حذف شده است .
حكم آنها در موقع الحاق ياء نسبت مانند صورت اوّل است يعنى محذوف برنميگردد مانند سه كه در اصل سته بوده و اسم منسوب آن سهىّ مىشود .
سوّم : آنكه لام الفعل از آنها حذف شده باشد و آن خود داراى چند حالت است :
الف - آنكه حذف لام به جهت التقاء ساكنين باشد چنانچه عصىّ و عم چنين هستند .
حكم اين قسم كلمات موقع الحاق ياء نسبت اينستكه محذوف بايد برگردد لذا در دو مثال مذكور اسم منسوب آنها عصوىّ و عموىّ مىشود .
ب - آنكه حذف لام بدون جهت باشد ، در اين صورت اگر عين الفعل
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥