دحرجة ، دحراج » در اين قسم از ابواب اگر بخواهيم مصدر مرّه بنا كنيم مصدرى را كه از مصادر ديگر اشهر و اعرف است مصدر مرّه قرار ميدهيم مثلا در باب دحرج ميگوئيم دحرجت دحرجة و در باب مفاعله ميگوئيم ضاربت زيدا مضاربة و در باب تفعيل ميگوئيم صرّفت تصريفا .
4 - مصدر نوعى و غير نوعى
مصدر نوعى آنست كه دلالت كند بر نحوه واقع شدن فعل و در حقيقت صفت فعل را از اين حيث معيّن مىكند مثلا مىگوئيم جلست جلسة العبيد « نشستم ماننده بندهگان » .
و آن بر وزن فعله « بكسر فاء » مىآيد چنانچه ذكر شد .
و غير نوعى آنست كه اينچنين نباشد مانند سائر مصادريكه قبلا ذكر شد .
و غير نوعى آنست كه اينچنين نباشد مانند سائر مصادريكه قبلا ذكر شد .
تمرين
در احاديث ذيل كه از كتاب شريف نهج البلاغه نقل مىشود مصادر را تعيين كرده و بيان كنيد از چه قسم هستند ؟
1 -
الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللّسان و عمل بالاركان
« ايمان عبارتست از شناختن بدل و اعتراف به زبان و عمل كردن با اعضاء » .
2 -
اتّقو اللّه تقيّة من شمّر تجريدا وجدّ تشميرا
« از خدا بترسيد بنحو كسى كه دامن همّت بكمر زده و خود را تنها ساخته و سعى كرده » .
3 -
السّخاء ما كان ابتداء فامّا ما كان عن مسئلة فحياء و تذمّم
« بخشش آنست كه بىدرخواست باشد و امّا آنكه بعد از درخواست باشد شرمندگى و سرزنش است » .