امر غائب معلوم / ليزئر / بايد بانگ بزند يك مرد غائب در زمان حال
امر غائب مجهول / ليزئر / بايد بانگ زده شود يك مرد غائب در زمان حال
امر حاضر معلوم / ازئر / بانگ بزن تو يك مرد حاضر در زمان حال
امر حاضر مجهول / لتزئر / بايد بانگ زده شوى تو يك مرد حاضر در زمان حال
نهى / لا يزئر / بانگ نزند يك مرد غائب در زمان حال
جحد / لم يزئر / بانگ نزده است يك مرد غائب در زمان گذشته
نفى / لا يزئر / بانگ نمىزند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
استفهام / هل يزئر / آيا بانگ مىزند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
اسم فاعل / زائر / بانگ زننده
اسم مفعول / مزئور / بانگ زده شده
مشتّقات مهموز العين صحيح از باب ثئد - يثئد
ماضى معلوم / ثئد / سرما خورد يك مرد غائب در زمان گذشته
ماضى مجهول / ثئد / سرما زده شد يك مرد غائب در زمان گذشته
مضارع معلوم / يثئد / سرما مىخورد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مضارع مجهول / يثئد / سرما زده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
امر غائب معلوم / ليثئد / بايد سرما بخورد يك مرد غائب در زمان حال
امر غائب مجهول / ليثئد / بايد سرما زده شود يك مرد غائب در زمان حال
امر حاضر معلوم / اثئد / سرما بخور تو يك مرد غائب در زمان حال
امر حاضر مجهول / ليثئد / بايد سرما زده شوى تو مرد حاضر در زمان حال
نهى / لا يثئد / سرما نخورد يك مرد غائب در زمان حال
جحد / لم يثئد / سرما نخورده است يك مرد غائب در زمان گذشته