استفهام / هل يارج / آيا خوشبو هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
اسم فاعل / آرج / يك مرد خوشبو
اسم مفعول / ماروج / يك مرد خوشبو شده
مصدر / الارج / بوى خوش داشتن
تذكر - در بعضى از كتب صرفى ديده شده كه بجاى ارج - يارج كه به معناى خوشبو بودن است ارخ - يارخ بخاء ضبط شده است به معناى تاريخ نگاشتن و اين سهو و اشتباه است زيرا اين ماده از باب سمع يسمع نيست بلكه از باب نصر ينصر مىباشد يعنى ارخ يارخ است .
مشتقات باب ادب يادب
ماضى معلوم / ادب / زيرك بود يك مرد غائب در زمان گذشته
ماضى مجهول / ادب / زيرك شد يك مرد غائب در زمان گذشته
مضارع معلوم / يادب / زيرك هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مضارع مجهول / يودب / زيرك مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
امر غائب معلوم / ليادب / بايد زيرك باشد يك مرد غائب در زمان حال
امر غائب مجهول / ليودب / بايد زيرك شود يك مرد غائب در زمان حال
امر حاضر معلوم / اودب / زيرك باش تو يك مرد حاضر در زمان حال
امر به صيغه / لتودب / زيرك بشو تو يك مرد حاضر در زمان حال
نهى / لا يادب / نبايد زيرك باشد يك مرد غائب در زمان حال
جحد / لم يادب / زيرك نبوده است يك مرد غائب در زمان گذشته
نفى / لا يادب / زيرك نيست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
استفهام / هل يادب / آيا زيرك هست يك مرد غائب در زمان حال يا آينده