فعل باب تفعيل را مانند جنّبت زيدا عن الاثم فتجنّب ( يعنى زيد را از گناه دور كردم پس او هم قبول كرد ) .
5 - براى دلالت كردن وقوع فعلى بتدريج مانند تجرّع زيد ( يعنى زيد جرعه جرعه آب نوشيد ) .
6 - براى دلالت كردن بر طلب كار و عملى مانند تكبّر زيد ( يعنى زيد طلب بزرگى و تفوّق كرد ) .
معناى باب انفعال
اين باب فقط براى مطاوعه آيد و لكن مطاوعه فعل فاعل دو باب :
1 - مطاوعه فعل ثلاثى مجرّد مانند كسرت الكوز فانكسر ( كوزه را شكستم پس قبول شكستن كرد ) .
2 - مطاوعه باب افعال مانند ازعجته فانزعج ( از بيخ كندم آن را پس قبول كنده شدن كرد ) .
معانى باب افتعال
اين باب براى چهار معنا ميآيد :
1 - براى مطاوعه فعل فاعل ثلاثى مجرد مىآيد مانند غممته فاغتمّ منّى غمناك كردم او را پس غمگين شد .
2 - براى اتّخاذ مىآيد مثلا وقتى مىگوئيم اطّبخ الشى يعنى اتّخذه طبيخا ( قرار داد فلان چيز را پخته شده ) .
3 - به معناى باب تفاعل آيد مانند اجتوروا يعنى تجاوروا .
4 - براى دلالت كردن بر اجتهاد و سعى در تحصيل چيزى مىآيد مانند اكتسب زيد ( يعنى سعى كرد در تحصيل و كسب ) .