مفاعله اينستكه در باب مفاعله يكى از دو نفر در لفظ فاعل بوده و ديگرى مفعول ولى در اينجا هر دو در لفظ اعراب فاعلى را دارند و دوّمى را در اين باب با واو عاطفه مىآورند مانند تضارب زيد و عمرو يعنى زيد و عمرو زد و خورد كردند .
2 - براى اظهار كردن چيزى كه واقعيّت ندارد مانند تمارض زيد ( يعنى زيد خود را مريض نشان داد ) .
3 - براى مبالغه و تاكيد فعل ثلاثى مجرد آيد مانند توانيت يعنى البته البته سستى و كاهلى كردم .
4 - براى دلالت كردن بر مطاوعه مىآيد و معناى مطاوعه اينستكه فاعل فعل در اين باب قبول مىكند اثر فعل فاعل ديگر را مانند باعدته فتباعد يعنى او را دور كردم او هم قبول دورى كرد .
معانى باب تفعّل
اين باب براى شش معنا مىآيد .
1 - براى اينكه دلالت كند فاعل فعل در اين باب اثر فاعل فعل ثلاثى مجرد را قبول مىكند مانند كسرت الكوز فتكسّر ( يعنى كوزه را شكستم پس كوزه قبول شكستن نمود ) .
2 - براى دلالت كردن بر وقوع فعلى از روى تكلّف و زحمت و بعبارت ديگر اظهار فعلى كه در حقيقت دارنده آن نيست مانند تحلّم يعنى ( حلم و صبر را به خود ظاهر كرد ) .
3 - براى دلالت كردن بر گرفتن چيزى مانند توسّد زيد حجرا ( يعنى زيد سنگ را براى خود بالش گرفت ) .
4 - براى دلالت كردن بر قبول كردن فاعل فعل در اين باب اثر فاعل