صرف فعل ماضى از باب تفاعل
/ تفاهم / همفكرى كرد يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب / تفاهما / همفكرى كردند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ تفاهموا / همفكرى كردند مردان غائب در زمان گذشته
/ تفاهمت / همفكرى كرد يكزن غائب در زمان گذشته
مؤنث غائب / تفاهمتا / همفكرى كردند دو زن غائب در زمان گذشته
/ تفاهمن / همفكرى كردند زنان غائب در زمان گذشته
/ تفاهمت / همفكرى كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته
مذكر حاضر / تفاهمتا / همفكرى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
/ تفاهمتم / همفكرى كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
/ تفاهمت / همفكرى كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته
مؤنث حاضر / تفاهمتما / همفكرى كرديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته
/ تفاهمتنّ / همفكرى كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته
متكلموحده / تفاهمت / همفكرى كردم در زمان گذشته
متكلم مع الغير / تفاهمنا / همفكرى كرديم در زمان گذشته
صرف فعل مضارع از باب تفاعل
/ يتفاهم / همفكرى مىكند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده
مذكر غائب / يتفاهمان / همفكرى مىكنند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يتفاهمون / همفكرى مىكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده
/ تتفاهم / همفكرى مىكند يك زن غائب در زمان حال يا آينده
مونث غائب / تتفاهمان / همفكرى مىكنند دو زن غائب در زمان حال يا آينده
/ يتفاهمن / همفكرى مىكنند زنان غائب در زمان حال يا آينده