ايجاد فساد برخواهند داشت . « 1 » اولين روزى كه در مقابل اين مفسدين كوتاه آمديم
« إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ »
« 2 » .
آنان افزون بر دزدى و غارت و طعنه زدن در دين ، از ما مىخواهند كه كافر هم بشويم !
اسلام قصد ايجاد آرامش كاذب را كه در پناه سكوت ، مظلوم از احقاق حق خودش باز ماند ، ندارد . صلح واقعى نه تنها در پناه تهديد دشمن خدا و مسلمين « 3 » تحقق خواهد يافت ، بلكه سلم اسلام بايد بر پايهء اضمحلال قدرتهاى زورگو بناشود . سلم بايد بر پايهء حاكميت مطلقه دين خدا بنا شود بطورى كه كسان ديگر جرأت اظهار مخالفت نداشته باشند و زمينههاى فساد تا سرحد امكان از بين برود ؛ اين مهم تنها عقايد تجاوز گرانه را شامل نشده ، بلكه اصل شرك را نيز كه زايندهء تفرقه واختلاف است شامل مىشود . تنها بر پايهء وحدت واقعى در پناه اعتقاد به يكتايى خداست كه صلح واقعى نيز محقق خواهد شد . با وجود آيات بيشمارى كه دربارهء فلسفهء جهاد در قرآن آمده و جنگ را براى اهداف كاملًا دينى و انسانى روا شمرده ، اين بىانصافى است كه كسى تجويز جنگ را در اسلام ، براى ارضاى شهوت جنگ طلبى قوم عرب جاهلى بداند . مفهوم جهاد دينى ، رهايى انسانها از بندستم ، به دست آوردن حقوق حقه با از بين بردن تجاوز ، در كنار امر به عدم تعدى وتجاوز و دهها حكم ديگر نشان مىدهد كه تا چه اندازه كسانى چون مونتگمرى وات كه چنين نظرى را ابراز كردهاند ، از شواهد قطعى قرآنى و تاريخى غفلت كردهاند . اسلام دعوت خدا و رسول را دربارهء جهاد ، دعوتى مىداند كه حيات انسانها در گرو آن است . « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون خدا و پيامبرش شما را به چيزى فرا مىخوانند كه زندگيتان مىبخشد دعوتشان را اجابت كنيد . » « 4 »
با توضيحاتى كه گذشت چنين به دست مىآيد كه اسلام در طبيعت خود ، سلم جو و صلح طلب است اما هيچ گاه نمىكوشد تا نظر خويش را دربارهء جهاد و دفاع پنهان كند و نوعى صلح غيرواقعى را پيشنهاد كند . اين مشكلى است كه ملحدان « 5 » و مسيحيان غالباً نسبت به اسلام مطرح مىكردهاند . اين مسأله ، صرفنظر از علايق تاريخى مسيحيت ، به جنگ و پيشينهء آن در قرون وسطى و تا قرون جديد ، به ساختار درونى اعتقادات مسيحى و اسلامى بر مىگردد . نظر به اهميت اين بحث لازم است تا توضيحات روشنگرانه يكى از
هامش
( 1 ) . توبه ، 1
( 2 ) . متمحنه ، 2
( 3 ) . ترهبون به عدوالله وعدوكم ؛ انفال ، 60
( 4 ) . انفال ، 24 ؛ آيهء مزبور بعد از آيات مربوط جنگ بدر است .
( 5 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 15