ايمان آورند . بگو : همه معجزهها نزد خداست و شما از كجا مىدانيد كه اگر معجزهاى نازل شود ايمان نمىآورند . « 1 » خداوند مكرر اين نكته را بيان كرده كه آنان هر نشانهاى ببينند اعراض مىكنند « 2 » ، آن را استهزاء و مسخره مىكنند « 3 » ، و به آن ايمان نمىآورند . « 4 » شامى مذاكراتى را كه ميان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مشركين روى داده در فصلى خاص و به تفصيل آورده است . « 5 »
7 - جبرگرايى مشركان :
سخن ديگرى كه از مشركان دربارهء دليل عدم ايمان خود نقل شده ، اين است كه خداى رحمان چنين تقدير كرده كه آنان بت پرست باشند . در اين صورت ايمان و كفر آنان به دست خودشان نيست تا در اين باره تصميمى بگيرند : « مشركان گفتند : اگر خدا مىخواست ما و پدرانمان هيچ چيز جز او را نمىپرستيديم و آنچه را حرام كردهايم ، حرام نمىكرديم ، مردمى هم كه پيش از ايشان بودند چنين مىگفتند . آيا پيامبران را جز تبليغ روشنگر وظيفهء ديگرى است ؟ « 6 » »
« وَ قالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ،
و گفتند : اگر خداى رحمان مىخواست ما فرشتگان را نمىپرستيديم . آنچه مىگويند از روى نادانى است و جز دروغ سخن نمىگويند . « 7 » »
استناد به عقيدهء جبر به احتمال برگرفته از عقايدى است كه به عهد جاهلى وجود داشته است . اما محتمل است كه آنان به دليل اصرار قرآن بر اينكه خداوند هادى انسانهاست و هر كسى را بخواهد هدايت مىكند ، چنين سخنى را مطرح كرده باشند . در اين صورت بايد گفت از همين دو آيهاى كه گذشت چنين به دست مىآيد كه خداوند تأويل جبرگونه را از آنچه كه خود دربارهء هدايت فرموده ، نمىپذيرد . در امر هدايت بخشى از تصميم به عهدهء انسانهاست و قسمتى از آن از لطف و عنايت پروردگار . در قرآن تأكيد شده كه خداوند انتخاب راه فجور و تقوى را به نفس انسانى واگذار كرده ؛ « 8 » بدين ترتيب به نحوى انسان ، و به گونهاى خداوند ، در تعيين راه هدايت سهيماند و البته سهم انسان در پرتو قدرتى است كه در اصل ، خداوند به دو الهام كرده است . عقيدهء به جبر بعدها يكى از مباحث كلامى مهم اسلامى شده و در زندگى اجتماعى و سياسى مسلمانان تأثير فراوانى نهاد .
8 - پايبندى به سنتهاى قبيلهاى :
زيست قبيلهاى برپايهء حفظ سنتهاى آباء و اجدادى و ارزشهاى متعلق به گذشته قبيله است . حمايت از اين سنتها وظيفهء ضرورى تك تك افراد
هامش
( 1 ) . انعام / 109
( 2 ) . انعام ، 124
( 3 ) . صافات ، 14
( 4 ) . اعراف ، 146 ؛ انعام ، 25
( 5 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ص 459 - 451
( 6 ) . نحل ، 35 ؛ انعام ، 148
( 7 ) . زخرف ، 20
( 8 ) . شمس ، 9 - 7