حركت از بغداد
بشتاب سوى مكه ، كه هنگام شتاب است * هنگام شتاب است ، نه هنگام شباب است
جايى كه عزيز است ، در ايام جوانى است * پيرى و غم جان ، مَثَل آتش و آب است
شبشنبه هجدهم شهر شعبانِ سال هزار و دويست [ و ] شصت [ و ] سه ( 1263 ه . ق / 1836 م ) از « بغدادِ » بهشتآباد ، با چهار رأس اسبِ تاتارخانه ، « چاپارخانه » « 1 » ، كه والى « بغداد » از حدّ « 2 » خودش ، از عمارت كنار آب « زاب عليا » ، كه پانزده فرسخى « موصل » باشد ، با ده نفر سوار جَبَلى ، كه به اصطلاح عَجم ، قرهسوران « 3 » باشد ؛ براى محافظت راه ، و يك نفر مهماندار ، و يك طغرا « 4 » « بيورلدى » ، يعنى حكم پذيرائى نوشت داد ؛ كه حكّام جزو [ جزء ] « 5 » رعايت كرده و در هر يكى از منازل ، مهماننوازى كنند ،
هامش
( 1 ) - پست خانه .
( 2 ) - كرانه و مرز ، بخش تحت تسلط خود .
( 3 ) - كسى كه به سركردگى فوجى ، از طرف سلاطين در راهها بنشيند تا قوافل را از منازل مخوفه محفوظ نگاهدارد .
( 4 ) - چند خط منحنى تو در تو ، كه اسم شخص در ضمن آن گنجانيده مىشود و در قديم بر سر نامهها وفرمانها مىنگاشتند و حكم امضاء پادشاه را داشت .
( 5 ) - مقامات پايين .