سفرنامه ميرزا على خان اعتماد السلطنة
مقدّمه مؤلّف
رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اذْ هَدَيْتَنا « 1 » .
گفت معشوقى به عاشق كى فتى * تو به غربت ديدهاى بس شهرها
گو كدامين شهر از آنها بهتر است * گفت آن شهرى كه در وى دلبر است
زيارت حرم حق ، و رياضت امم و فِرَق ، تحمّل بار ، تجمّل « 2 » خار ، قطع سبيل ، طلب دليل ، تقبيل حجر ، « 3 » تفصيل سفر ، تهذيب خصال ، به تقريب وصال تو است .
مست توام ، از كعبه و دير آزادم
نگارنده اوراق ، يك چند كه از توفيقِ قرب حضورِ أقدس بهره داشت ، « بيت المعمور » پيشگاه اعلى را ، كه مطاف جهانيان است به ديدهء شهود ناظر ، و به اين لقب شهره ، مدّتى كه از اين نعمت دور و به دعاگويى مأمور شد ، به يُمن توجّه پاكِ گوهر
هامش
( 1 ) - آل عمران : 8 - پروردگارا منحرف مساز دلهاى ما را بعد از اين كه هدايت كردى ما را .
( 2 ) - در اصل نسخه به غلط تجمّل نوشته شده است ، احتمال مىرود در نسخهء مخطوط مؤلف ، تخلّل به معنىدرون خار رفتن و روى خار راه رفتن باشد كه كاتب در باز نويسى آن را تجمّل نوشته است .
( 3 ) - بوسيدن حجرالأسود .