وقتى كه خلف صالح به دنيا آمد از امام ابو محمد حسن بن على نامهاى براى جدم احمد بن اسحاق رسيد كه در آن به خط خود امام ، كه نامههاى ايشان با آن خط بود ، نوشته شده بود : فرزندى براى ما زاده شده ، اين امر نزد تو پوشيده و از همه مردم پنهان بماند و ما فقط آن را براى نزديكان و مواليان ، به سبب نزديكى و ولايتشان آشكار ساختيم و دوست داشتيم تو را باخبر كنيم تا خداوند تو را نيز همانند ما خوشحال نمايد . « 1 »
ضرورت پنهان داشتن اين مسأله بهگونهاى بود كه شيعيان آن را به يكديگر تذكر مىدادند . حسن بن منذر حكايت مىكند كه روزى حمزة بن ابى الفتح به او گفت :
مژده بده كه امروز صبح فرزندى براى ابو محمد ( امام عسكرى ) زاده شد و او فرموده كه اين امر پنهان بماند . . . . « 2 »
و در جاى ديگر امام يازدهم عليه السّلام پس از آنكه فرزند خويش را به يكى از اصحاب خاص و نزديك خويش نشان مىدهد به دو مىفرمايد :
آنچه امروز از ما ديدى و شنيدى پنهان بدار ، مگر از كسى كه شايستگى آن را داشته است . . . . « 3 »
در همين راستا حتى تأكيد مىشد كسانىكه از اين امر آگاه و باخبر شدهاند از بردن نام مهدى عليه السّلام در محافل و مجامع خوددارى كنند . اين نكته در روايات امامان قبلى نيز تصريح شده است كه بردن نام او بر كسانى كه از ولادتش باخبرند روا نيست ، از جمله در روايتى كه عبد العظيم حسنى از امام هادى عليه السّلام نقل كرده نيز آمده است . « 4 » همچنانكه خود امام عسكرى عليه السّلام در جواب سؤال يكى از شيعيان درباره امام و حجت خدا ، پس از معرفى فرزند خويش و اينكه پس از غيبتش قيام
هامش
( 1 ) . صدوق ، همان ، ص 434 .
( 2 ) . همان ، ص 432 .
( 3 ) . اربلى ، كشف الغمه ، ج 3 ، ص 316 .
( 4 ) . صدوق ، همان ، ص 380 و نعمانى ، همان ، ص 299 .