بين بردن آن حضرت و حتى جلوگيرى از ولادت وى بود كه امام عسكرى عليه السّلام در موارد چندى از آن خبر داده و اظهار داشته بود كه عباسيان درپى آن بودند تا پيش از به دنيا آمدن فرزندى براى آن حضرت ، وى را به شهادت برسانند و سلسلهء امامت را منقطع سازند . اين امر به خوبى در اقدامات عباسيان ، در كنترل و نظارت بر زندگانى و احوالات داخل خانهء امام عسكرى عليه السّلام هم دانسته مىشود . شيخ مفيد در اين خصوص در شرح زندگانى امام دوازدهم عليه السّلام مىنويسد :
به دليل مشكلات آن دوران و جستجوى شديد سلطان وقت و كوشش بىامان براى يافتن آخرين حجت خدا ، ولادت وى بر همگان پنهان ماند . « 1 »
در چنين شرايطى پنهان داشتن ولادت مهدى عليه السّلام كاملا توجيهپذير بود .
اهميت اين امر بهگونهاى بود كه از سالها پيش ، امامان معصوم عليهم السّلام به آن اشاره داشته و در بيانات خود ضمن تذكر به مخفى بودن ولادت امام دوازدهم ، علل آن را بازگو مىكردند . در اين خصوص روايات متعددى نقل شدهاند « 2 » و از اين جهت مهدى عليه السّلام به حضرت موسى و حضرت ابراهيم عليهم السّلام تشبيه شده است كه ولادت آنان نيز پنهانى بود . « 3 » در اين روايات علت مخفى بودن ولادت مهدى عليه السّلام چنين بيان شده :
تا بيعتى از طاغوتيان بر گردن او نباشد . « 4 »
و از كشته شدن به دست دشمنان در امان بماند . « 5 » توجه دادن به اين امر ، در حقيقت در راستاى همان اهدافى بود كه امامان عليهم السّلام از طرح و بيان مسألهء غيبت و وقوع آن ، از سالها پيش از ولادت امام دوازدهم در نظر داشتند ؛ يعنى زمينه
هامش
( 1 ) . مفيد ، الارشاد ، ص 345 .
( 2 ) . ر . ك : نعمانى ، الغيبه ، ص 172 ؛ صدوق ، كمال الدين ، ص 354 ؛ اربلى ، كشف الغمه ، ج 3 ، ص 314 و حائرى يزدى ، الزام الناصب ، ص 82 .
( 3 ) . صدوق ، همان ، ص 332 و 340 .
( 4 ) . همان ، ص 303 .
( 5 ) . نعمانى ، همان ، ص 172 - 173 .