تأليف كتاب كمال الدين و تمام النعمه را همين امور برمىشمرد . « 1 »
بدين ترتيب باتوجه به علل مذكور و پارهاى عوامل ديگر ، كه همواره در تأليف كتابها نقش داشته ، كتابهاى بسيارى در اين عصر به رشتهء تحرير درآمد .
برخى از گزارشها حاكى از اين است كه در مواردى ، نوعى نظارت و اشراف بر نگارش كتابها اعمال مىشد . اين امر گاه از سوى نائبان خاص امام عليه السّلام بود و بدين وسيله تأييد ضمنى بر صحت مطالب كتاب ، پديد مىآمد . شيخ طوسى از قول يك راوى نقل مىكند كه گفت :
روزى دربارهء كتاب التكليف ، نوشتهء شلمغانى ، صحبت مىكرديم و گمان مىكرديم كه اسناد آن عالى است . . . شنيدم كه محمد بن احمد زكوزى مىگفت : ابن ابى عزاقر در تأليف كتاب التكليف كارى نكرده است . او فقط ابواب آن را مرتب مىساخت و سپس نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح برده ، به وى نشان مىداد و او موارد آن را حك و اصلاح مىكرد و پس از آن ، براى ما نقل مىنمود و به امر حسين بن روح دستور مىداد تا از روى آن بنويسيم . « 2 »
در مواردى ديگر اجماع فقيهان و عالمان ، مبين و ملاك صحت كتاب بود ، از آن جمله قضيهء كتاب التأديب است كه حسين بن روح آن را به نزد علماى قم فرستاد و از آنها خواست تا كتاب را بررسى كنند و ببينند آيا چيزى بر خلاف نظر آنها دارد . فقيهان قم پس از مطالعهء كتاب ، به صحت تمام مطالب آن ، به جز يك مسأله كه آن را متذكر شدند ، اذعان كردند . « 3 »
تحول جديدى كه در عصر غيبت ، در روند تأليفات شيعه پديد آمد ، فزونى تأليفات مجموعهاى بود . بيشتر كتابهايى كه تا اين زمان نوشته مىشد ، صورت تكنگارى داشت ، يعنى هر كتاب دربارهء يك موضوع خاص فقهى ، عقيدتى ،
هامش
( 1 ) . صدوق ، كمال الدين ، مقدمه كتاب .
( 2 ) . طوسى ، الغيبه ، ص 389 .
( 3 ) . همان ، ص 390 .