زياد بود ، بهطورى كه برخى از معتبرترين كتابهاى نوشته شده در اين عصر ، به درخواست كسانى صورت مىگرفت كه درگير چنين مشكلاتى بودند و براى رفع آنها به فقيهان و محدثان رجوع مىكردند . نمونهء بارز اين آثار ، كتاب الكافى كلينى مىباشد كه از مهمترين كتابهايى است كه در اين عصر به رشتهء تحرير درآمد .
كلينى در مقدمهء اين كتاب ، كه در واقع پاسخ كسى است كه از وى درخواست نگارش چنين كتابى را داشت ، به اين امر تصريح مىكند . او خطاب به اين شخص مىگويد :
و يادآور شدى كه مطالبى برايت مشكل شده كه به سبب اختلاف روايات وارده در آنها حقيقت آنها را نمىفهمى و دانستهاى كه اختلاف روايات ، مربوط به اختلاف علل و اسباب آن است و . . . و گفتى اگر چنين كتابى باشد اميدوارم خداى تعالى به وسيلهء آن و به يارى و توفيق خود ، برادران و هم كيشان ما را اصلاح و هدايتشان كند . . . خدا را شكر كه تأليف كتابى را كه خواسته بودى ، ميسر كرد . اميدوارم چنانكه خواستى باشد . . . « 1 »
از گفتار كلينى برمىآيد عدم وجود عالمان فرهيخته و قابل اعتماد ، تشتّت و اختلاف در آراى فقهى و روايات مربوط به آن ، كه مردم را دچار پريشانى ساخته و درك و فهم مسائل را براى آنها مشكل مىنمود ، مشكل اساسى در اين زمان بود .
در حقيقت اين ، يك مشكل عمومى محسوب مىشد كه در اكثر نواحى ، شيعيان با آن روبرو بودند . در مراكز علمى چون قم و كوفه يا بغداد كه محدثان و فقيهان حضور داشتند اين مشكلات رفع مىگرديد ؛ ولى در شهرهاى ديگر ، چنانكه از گفتهء اين شخص برمىآيد ، چنين عالمانى نبودند . مانند همين مشكل را شيخ صدوق پس از غيبت صغرى بيان مىكند . وى در آغاز كتاب من لا يحضره الفقيه اظهار مىدارد كه در ماوراء النهر با يكى از سادات شيعى برخورد داشت و او از وى
هامش
( 1 ) . كلينى ، اصول كافى ، مقدمه مؤلف .