را به شبهات ابن بشّار ، در مسألهء غيبت امام دوازدهم ذكر نموده است . « 1 » وفات وى پيش از سال 317 ق بود .
عبد الله بن جعفر حميرى ( م حدود 310 ق )
وى را از اصحاب امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام دانسته « 2 » و به وثاقت و عدالت ستودهاند . او در زمان خود پيشواى دانشمندان قم بهشمار مىآمد و مقام علمى او و جايگاهش در بين محدثان شيعه بسيار و الا بود ، بهطورى كه وقتى در سفرى ، پس از سال 290 ق به كوفه وارد شد ، مورد استقبال كوفيان و عالمان شهر كوفه قرار گرفت و محدثان شهر براى استماع احاديث وى به نزد او مىرفتند . « 3 »
حميرى ارتباط نزديكى با امام عسكرى عليه السّلام داشت و كتاب توقيعات او حاصل پارهاى مكاتبات وى با آن امام بود . وى جواب سؤالاتى را كه از امام دريافت كرده ، در اين كتاب گرد آورده بود . در عصر غيبت ، او با نائب خاص امام ارتباط نزديكى داشت و در مجلسى در حضور عثمان بن سعيد مسألهء امامت بعد از حضرت عسكرى عليه السّلام را مطرح كرده دربارهء جانشين آن حضرت از وى سؤال نمود . « 4 » حميرى همچنين با اصحاب ائمه عليهم السّلام در تماس بود و از بسيارى از بزرگان ايشان كسب علم مىكرد ؛ بزرگانى چون ابو هاشم جعفرى ، ابراهيم بن مهزيار اهوازى ، احمد بن اسحاق قمى ، محمد بن خالد طيالسى و بسيارى ديگر از محدثان و فقيهان ، كه در زمرهء استادان و مشايخ وى قرار داشتند .
در ميان كتابهاى متعددى كه از وى نام برده شده كتاب الغيبه او جلب توجه مىكند . تأليف چنين كتابى در اوايل عصر غيبت ، بسيار حائز اهميت و نشاندهنده
هامش
( 1 ) . صدوق ، همان ، ص 94 - 126 و 51 - 60 .
( 2 ) . برقى ، رجال ، ص 59 .
( 3 ) . نجاشى ، همان ، ص 219 .
( 4 ) . طوسى ، الفهرست ، ص 294 و نجاشى ، همان ، ص 219 - 220 .