در همان مجلس ، مسألهء امامت و جانشينى حضرت مهدى عليه السّلام را براى او بيان كرد . « 1 »
از مكتب علمى ابو سهل ، شاگردان فرهيختهاى بيرون آمدند كه از جملهء آنان على بن اسماعيل پسر او ، ابو الجيش مظفر بن محمد بلخى ( م 367 ق ) ، كه كتابى در باب امامت داشت و از استادان شيخ مفيد به شمار مىرفت ، و ابو بكر محمد بن يحيى صولى ( م 335 ق ) كه كاتب و اديبى مشهور بود ، مىباشند . متكلمان بزرگ شيعه چون شيخ مفيد ، سيد مرتضى و شيخ طوسى ، با يك يا دو واسطه در زمرهء شاگردان ابو سهل قرار دارند و بديهى است كه آثار و تأليفات ابو سهل مورد استفادهء علمى آنان واقع شده باشد .
تأليفات وى را بالغ بر 40 كتاب و رساله دانستهاند كه به جز برخى نقل قولها ، در كتب مؤلفين شيعه اثرى از آنها باقى نمانده است . كتابهاى وى بهطور عموم در ردّ اقوال و عقايد فرق مختلف شيعه بهويژه فطحيه ، واقفيه و معتزله و پاسخگويى به شبهات آنها بود و از مهمترين اين كتابها ، كتاب التنبيه و كتاب الاستيفاء ، در موضوع امامت بودند ؛ كتاب التنبيه از منابع خوب كلامى در اين باب محسوب مىشد و موردتوجه علماى شيعه قرار داشت . نجاشى مىگويد كه آن را نزد استادش شيخ مفيد خوانده و شيخ صدوق در كمال الدين و شيخ طوسى در كتاب الغيبه از اين كتاب نقل كردهاند . « 2 » از مهمترين كتابهاى وى در ردّ واقفيه ، كتابى در نقد آراى ابو الحسن طاطرى كوفى ، رئيس اين فرقه در عصر غيبت بود .
اقوال كلامى ابو سهل ، براى ساير علما و متكلمان پس از او حجيت داشت و به آنها استشهاد مىگرديد ، از جمله علامه حلّى در كتاب انوار الملكوت و فاضل مقداد در ارشاد الطالبيين ، به برخى آراى او متمسك شدهاند . « 3 » او به سال 311 ق درگذشت .
هامش
( 1 ) . صدوق ، كمال الدين ، ص 473 و طوسى ، الغيبه ، ص 64 .
( 2 ) . ر ك : طوسى ، الفهرست ، ص 31 و نجاشى ، رجال ، ص 31 .
( 3 ) . دوانى ، مفاخر اسلام ، ج 2 ، ص 258 .