فَلَكَ سابِقَةُ الْجِهادِ عَلى تَصْديقِ التَّنْزيلِ ، وَلَكَ فَضيلَةُ
پس تو پيشى گرفتى در جهاد بر ديگران به تصديق قرآن و براى تو بود فضيلت
الْجِهادِ عَلى تَحْقيقِ التَّأْويلِ ، وَعَدُوُّكَ عَدُوُّ اللَّهِ جاحِدٌ
جهاد براى تحقق دادن به تأويل قرآن ، و دشمن تو و دشمن خدا و منكر
لِرَسُولِ اللَّهِ يَدْعُو باطِلًا ، وَيَحْكُمُ جائِراً ، وَيَتَأَمَّرُ غاصِباً ،
رسول خدا بود آنكه به باطل دعوت مىكرد ، و به ستم حكم مىراند ، و به غصب و زور حكومت كرده
وَيَدْعُو حِزْبَهُ الَى النَّارِ ، وَعَمَّارٌ يُجاهِدُ وَيُنادى بَيْنَ
و دار و دستهاش را بسوى دوزخ دعوت مىنمود ، و در آن حال عمّار جهاد مىكرد و ميان دو صف
الصَّفَّيْنِ : الرَّواحَ الرَّواحَ الَى الْجَنَّةِ ، وَلَمَّا اسْتَسْقى
و فرياد مىزد : كوچ كنيد كوچ كنيد بسوى بهشت و چون آب طلبيد و بجاى آب
فَسُقِىَ اللَّبَنَ كَبَّرَ وَقالَ : قالَ لى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
شير به او دادند تكبير گفت و اظهار داشت كه : رسول خدا صلى اللّه عليه
وَآلِهِ : آخِرُ شَرابِكَ مِنَ الدُّنْيا ضَياحٌ مِنْ لَبَنٍ . وَتَقْتُلُكَ
و آله به من فرموده : آخرين نوشيدنى تو از دنيا جرعهاى از شير است ، و تو را
الْفِئَةُ الْباغِيَةُ ، فَاعْتَرَضَهُ أبُو الْعادِيَةِ الْفَزارِى فَقَتَلَهُ ، فَعَلى
فرقهء ستمكار مىكشند پس در آن حال ابوالعاديه فزارى سر راهش را گرفت و او را كشت پس
ابِى الْعادِيَةِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَلَعْنَةُ مَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ اجْمَعينَ ،
لعنت خدا و لعنت فرشتگان و رسولانش همگى بر ابوالعادية باد
وَعَلى مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَسَلَلْتَ سَيْفَكَ عَلَيْهِ يا اميرَ
و هم بر آنكس كه شمشير به روى تو كشيد و تو امير مؤمنان به روى او شمشير كشيدى
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٧٣