وَالْأَرْضُ مَشْحُونَةٌ ضَلالَةً ، وَالشَّيْطانُ يُعْبَدُ جَهْرَةً ،
در زمانى كه زمين پر بود از گمراهى ، و شيطان را آشكارا مىپرستيدند
وَانْتَ الْقائِلُ : لا تَزيدُنى كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلى عِزَّةً وَلا
و تو بودى كه مىگفتى زيادى مردم در گِرد من به عزت من نيفزايد و
تَفَرُّقُهُمْ عَنّى وَحْشَةً ، وَلَوْ اسْلَمَنِى الْنَّاسُ جَميعاً لَمْ اكُنْ
پراكنده شدنشان نيز بر ترس من افزوده نكند ، و اگر همهء مردم نيز مرا واگذارند
مُتَضَرِّعاً ، اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ ، وَآثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَى
به زارى درنيايم ، به قدرت خدا تكيه كردى عزيز گشتى و آخرت را بر دنيا
الْأُولى فَزَهِدْتَ ، وَايَّدَكَ اللَّهُ وَهَداكَ وَاخْلَصَكَ
برگزيدى و زهد ورزيدى و خدا نيز كمكت كرد و راهنمائيت فرمود و انتخاب كرده و برگزيدت ،
وَاجْتَبَاكَ ، فَما تَناقَضَتْ افْعالُكَ ، وَلَا اخْتَلَفَتْ اقْوالُكَ ،
در كارهاى تو تناقضى نبود و گفتارت اختلاف نداشت
وَلا تَقَلَّبَتْ احْوالُكَ ، وَلَا ادَّعَيْتَ وَلَا افْتَرَيْتَ عَلَى اللَّهِ
و حالات تو متغير و دگرگون نگشت و ادعائى بر خلاف حق نداشتى و نه بدروغ بر خدا افتراء
كَذِباً ، وَلا شَرِهْتَ الَى الْحُطامِ ، وَلا دَنَّسَكَ الْآثامُ ، وَلَمْ
بستى و نه آزمند متاع ناقابل دنيا گشتى ، و نه گناهان تو را آلوده كرد
تَزَلْ عَلى بَيِّنةٍ مِنْ رَبِّكَ وَيَقينٍ مِنْ امْرِكَ ، تَهْدى الَى
و پيوسته روشت روى برهانى آشكارا ز پروردگارت بود و در كارت يقين داشتى بسوى حق ، و به راه راست راهنمائى
الْحَقِّ وَالى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ، اشْهَدُ شَهادَةَ حَقٍّ ، وَاقْسِمُ
مىكردى ، گواهى دهم از روى حقيقت و سوگند ياد كنم به
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٥٨