ناكِلًا ، وَلا اظْهَرْتَ الرِّضا بِخِلافِ ما يُرْضِى اللَّهَ مُداهِناً ،
از جهت سستى و چنان نبود كه بر خلاف خواست خدا براى سازش با دشمن اظهار رضايت كنى
وَلا وَهَنْتَ لِما اصابَكَ فى سَبيلِ اللَّهِ ، وَلا ضَعُفْتَ وَلَا
و نه اينكه سستى كنى در برابر آنچه در راه خدا به تو رسيد ، و نه اينكه ناتوان باشى و نه اينكه
اسْتَكَنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّكَ مُراقِباً ، مَعاذَ اللَّهِ انْ تَكُونَ
درمانده شده باشى از مطالبهء حق خود بخاطر ترس از غاصبين حقت ، پناه به خدا كه چنان بوده باشى
كَذلِكَ ، بَلْ اذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّكَ ، وَفَوَّضْتَ الَيْهِ
بلكه چون به تو ستم كردند تو صبر بر آن را به حساب پروردگارت گذاردى ، و كارت را به او واگذار
امْرَكَ وَذَكَّرْتَهُمْ فَمَا ادَّكَروُا ، وَوَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا ،
كردى ، و ستمكارانت را پند دادى ولى پند نگرفتند و موعظهشان كردى ولى سودشان نداد
وَخَوَّفْتَهُمُ اللَّهَ فَما تَخَوَّفُوا ، وَاشْهَدُ انَّكَ يا اميرَ الْمُؤْمِنينَ
و از خدا آنها را ترساندى و نترسيدند ، و گواهى دهم كه تو اى امير مؤمنان
جاهَدْتَ فِىاللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ ، حَتّى دَعاكَ اللَّهُ الى جِوارِهِ ،
جهاد كردى در راه خدا آنطور كه بايد تا اينكه خداوند تو را به جوار خويش فراخواند
وَقَبَضَكَ الَيْهِ بِاخْتِيارِهِ ، وَالْزَمَ اعْداءَك الْحُجَّةَ بِقَتْلِهِمْ
و به اختيار خود جان شريفت را قبض فرمود و ثابت كرد حجت را بر دشمنانت بواسطه اينكه تو را
ايَّاكَ ، لِتَكُونَ الْحُجَّةُ لَكَ عَلَيْهِمْ ، مَعَ ما لَكَ مِنَ الْحُجَجِ
كشتند تا حجت تو بر آنها تمام باشد با تمام حجتهاى
الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَ
رساى ديگرى كه بر تمام خلق خدا داشتى ، سلام بر تو اى امير
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٥٦