وَيَخْذُلَكَ الْوَرى ، عَزيزٌ عَلَىَّ انْ يَجْرِىَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ
واگذارند ، گران است بر من كه بر تو بگذرد آنچه مىگذرد
ما جَرى ، هَلْ مِنْ مُعينٍ فَاطيلَ مَعَهُ الْعَويلَ وَالْبُكاءَ ،
نه بر ديگران ، آيا كمككارى هست كه با او فرياد و گريه را طولانى كنم ؟
هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاساعِدَ جَزَعَهُ اذا خَلا ، هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ
آيا بىتابى ( چون من ) هست كه چون به خلوت رود در زارى و جزع كمكش كنم ؟ آيا چشمى هست
فَساعَدَتْها عَيْنى عَلَى الْقَذى ، هَلْ الَيْكَ يَا بْنَ احْمَدَ
كه خار فراق در آن خليده و گريان باشد تا چشم پرخار من نيز ياريش دهد ، آيا اى پسر احمد صلى الله عليه و آله
سَبيلٌ فَتُلْقى ، هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظى ، مَتى
بسويت راهى هست تا ديدارت كنم ؟ آيا روز عمر ما به وعدهء ديدار متصل تو مىشود تا بهره گرديم ؟ كى
نَرِدُ مَناهِلَكَ الْرَّوِيَّةَ فَنَرْوى ، مَتى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ
مىشودكه به سرچشمههاى وصالت درآئيم و سيراب شويم ، كى مىشود كه سيراب گرديم
مائِكَ فَقَدْ طالَ الْصَّدى ، مَتى نُغاديكَ وَنُراوِحُكَ
از آب گواراى وصل تو كه تشنگى ما بداراز كشيد ؟ كى مىشود كه صبح و شام را با تو بسر بريم
فَنُقِرَّ عَيْناً ، مَتى تَرانا وَنَريكَ ، وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ الْنَّصْرِ
و ديده روشن كنيم ؟ كى مىشود كه تو ما را ببينى و ما تو را بينيم و پرچم نصرتت را برافراشته باشى
تُرى ، اتَرانا نَحُفُّ بِكَ وَانْتَ تَأُمُّ الْمَلَأَ ، وَقَدْ مَلَأْتَ
و مردم آن را مشاهده كنند ؟ آيا مىشود كه ما ببينيم آن روزى كه ما گرداگردت را گرفته و تو رهبر مردم
الْأَرْضَ عَدْلًا ، وَاذَقْتَ اعْدائَكَ هَواناً وَعِقاباً ، وَابَرْتَ
باشى و زمين راپر از عدل و داد كنى و بچشانى به دشمنانت خوارى و كيفر را و نابود كنى
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 509
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٥٠٩