اجْمَعينَ ، وَا لْهِمْهُ انْ لا يَدَعَ مِنْهُمْ رُكْناً الَّا هَدَّهُ ، وَلا
همگى ، و به او الهام كن كه پايهاى از آنها نگذارد جز آنكه فرو ريزد ، و نه سرى از آنها جز آنكه دو نيم
هاماً الَّا قَدَّهُ ، وَلا كَيْداً الَّا رَدَّهُ ، وَلا فاسِقاً الَّا حَدَّهُ ، وَلا
كند ، و نهنقشهء شومى جز آنكه بازش گرداند ، و نه فاسق بدكارى جز آنكه حدّش زند ، و نه
فِرْعَوْنَ الَّا اهْلَكَهُ ، وَلا سِتْراً الَّا هَتَكَهُ ، وَلا عَلَماً الَّا
فرعون ( گردنكشى ) جز آنكه هلاكش كند ، و نه پردهاى جز آنكه به درد ، و نه پرچمى جز آنكه
نَكَّسَهُ ، وَلا سُلْطاناً الَّا كَسَبَهُ ، وَلا رُمْحاً الَّا قَصَفَهُ ، وَلا
سرنگونش سازد ، و نه سلطنت و قدرتى جز آنكه به تصرف گيرد ، و نه نيزهاى جز آنكه درهم شكند ، و نه
مِطْرَداً الَّا خَرَقَهُ ، وَلا جُنْداً الَّا فَرَّقَهُ ، وَلا مِنْبَراً الَّا
زوبينى جز آنكه بشكند ، و نه لشكرى جزآنكه پراكنده سازد ، و نه منبر ( باطلى ) جز آنكه
احْرَقَهُ ، وَلا سَيْفاً الَّا كَسَرَهُ ، وَلا صَنَماً الَّا رَضَّهُ ، وَلا دَماً
بسوزاند ، و نه شمشيرى جز آنكه بشكند ، و نه بتى جز آنكه خرد كند ، و نه خون ستمگرى
الَّا اراقَهُ ، وَلا جَوْراً الَّا ابادَهُ ، وَلا حِصْناً الَّا هَدَمَهُ ، وَلا
جز آنكه بريزد ، و نه ستم و بيدادگرى جز آنكه از ميان بردارد ، و نه قلعه و دژى جز آنكه ويران كند ، و نه
باباً الَّا رَدَمَهُ ، وَلا قَصْراً الَّا خَرَّبَهُ ، وَلا مَسْكَناً الَّا فَتَّشَهُ ،
در ( گمراهى ) جز آنكه ببندد ، و نه كاخ و قصرى جز آنكه ويران كند ، و نه مسكنى جز آنكه بازرسى كند
وَلا سَهْلًا الَّا اوْطَاهُ ، وَلا جَبَلًا الَّا صَعَدَهُ ، وَلا كَنْزاً الَّا
و نه زمين هموارى جز آنكه زير پا گذارد ، و نه كوهى جز آنكه بالا رود ، و نه گنجى جز آنكه
اخْرَجَهُ بِرَحْمَتِكَ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ .
بيرون آورد به رحمتت اى مهربانترين مهربانان
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى) — صفحة 432
مساهمون: مركز تحقيقات حج
ص٤٣٢