ارواح :
جمع روح است و روح « 1 » نزد اطبّا جسمى است لطيف بخارى كه حاصل مىشود از لطافت اخلاط « 2 » ، و آن سه نوع است :
حيوانى ، و مبدأ آن دل است ؛ و نفسانى ، و مبدأ آن دماغ است ؛ و طبيعى ، و مبدأ آن جگر است .
و ارواح ، مركب و حمّال قوّتهايند . پس لاجرم قوّتها نيز سه نوعاند : حيوانى و نفسانى و طبيعى ؛ و قوّت مبدأ فعل است .
قوّت حيوانى ، قوّتى است كه اعضا را آماده و مهيّا مىدارد از براى قبول قوّتهاى نفسانى ؛ و قوّت نفسانى « 3 » ، و آن دو قسم است : محرّكه و مدركه ؛ و محرّكه دو صنف است :
شوقيّه ، و آن قوّتى است كه باعث است بر حركت و اين قوّت را دو خادم است : قوّت شهوانى و قوّت عصبانى ؛ و صنف دوم فاعله ، و آن قوّتى است كه حركت به آن حاصل مىشود از قبض و بسط .
و مدركه ، و آن نيز دو جنس است : مدركهء ظاهره و مدركهء باطنه « 4 » . امّا مدركهء ظاهره پنج است :
هامش
( 1 ) . به اعتبار قدما ، ارواح مواد بخارى بودهاند كه از بخش سبكتر اخلاط منشأ مىگرفتهاند و قوهء لازمه را جهت اندامها و مغز تأمين مىكردهاند .
( 2 ) . اخلاط( Humor - Humour )مايعى است بر چهار نوع : دموى ، بلغمى ، صفراوى ( صفراوى زرد ) و سوداوى ( صفراوى سياه ) . ( ر . ك :Webster، ج 1 ، ص 413 ) ؛ چهار نوع اخلاط به شرح زير است :
الف - دموى ( خونى ،( Sanguineous - Sanguine )عبارت است از قرمز بودن به رنگ خون بودن كه با خصوصيّاتى چون خوشخويى ، زورمندى ، تحرّك در جريان خون ، زنده دل بودن ، در طلب بهترين بودن ، افسرده نبودن ، اعتماد به نفس داشتن مشخص مىشود .
ب - بلغم( phlegm )مادهء غليظ لزجى كه از دستگاه گوارش و مجارى تنفّسى ترشّح مىشود و با سرفه و استفراغ خارج مىگردد . بلغمى كسى است كه فزونى در ترشّح بلغم داشته باشد . اين افراد حالتى كند و تنبل دارند . در اعمال جسمى و روانى تحريكپذيرى كمترى دارند و چالاك و زندهدل نيستند .
ج - صفراوى( Choleric )فزونى صفرا در شخص را گويند كه با افزايش تحريكپذيرى ، آتشى مزاج بودن و عصبى بودن همراه است .
د - سوداوى ، فزونى صفراى سياه را گويند و سوداوى فردى است كه با خصوصيّاتى چون افسردگىهاى روحى ناشى از غم و اندوه ، دلمردگى و دلتنگى مشخّص مىشود . ( ر . ك : قانون ، ج 1 ، ص 31 « حاشيه » ) .
( 3 ) . س : - و قوّت نفسانى .
( 4 ) . س : ظاهر و باطن .