وقيه :
اوقيه است ، و در حرف « الف » گفته شد . « 1 »
حرف الهاء
الأمراض
هتك عضله :
دريده شدن عضله است . « 2 »
هيضه :
حركت مواد فاسده است كه از بدن به سبب فساد طبيعت آن را رد كند به معده تا به طريق قى يا اسهال دفع شود .
المتفرّقات
هيجان :
برانگيخته شدن . « 3 »
هاضمه :
قوّتى است كه غذا را هضم كند ، و در « قوى » در حرف « الف » در بحث « ارواح » گفته شد . « 4 »
هضم :
پخته شدن طعام است در معده و جگر و عروق .
هبا :
غبار . « 5 »
هرون :
بزرگ .
حرف الياء
الأعظاء
يافوخ :
دو استخوان است كه « 6 » به منزلهء سقف استخوانهاى كلّهء سر « 7 » است كه آن را قحف گويند .
هامش
( 1 ) . س : و فيه وزنى است .
( 2 ) . س : - است .
( 3 ) . س : - هيجان برانگيخته شدن .
( 4 ) . س : - و در قوا . . . شد .
( 5 ) . س : - هبا غبار .
( 6 ) . م : - كه .
( 7 ) . س : - سر .