باب هفدهم : در دارويى كه خون از بينى باز دارد « 1 »
باب هشدهم « 2 » : در داروهاى قى
باب نوزدهم : در دارويى كه عرق آورد و دارويى كه عرق باز دارد « 3 »
باب بيستم : در مسمنات
باب بيست و يكم : در مرهمها
باب بيست و دؤم « 4 » : در نطولها « 5 »
مقالت اول در علم نظرى « 6 » طب
و اين مقالت هفده باب است « 7 » :
باب اول « 8 » : در معرفت « 9 » علم طب
بدان كه « 10 » طب ، علمى است كه احوال بدن انسان « 11 » بدان « 12 » بشناسند « 13 » كه « 14 » تندرست « 15 » است يا تندرستى از او زايل شده است « 16 » تا « 17 » صحت و تندرستى موجود را نگاه دارند « 18 » و زايل شده « 19 » بازآرند « 20 » .
هامش
( 1 ) . ل : در دارويى چند و ادويهء رعافه ؛ م : در داروهاى رعاف .
( 2 ) . ل : هژدهم ؛ م : هجدهم .
( 3 ) . ل : در دارويى كه عرق باز دارد و باز آورد ؛ م : در داروهاى عرق .
( 4 ) . م : دوم .
( 5 ) . س : نطولات .
( 6 ) . س : + و .
( 7 ) . ل و م : - و اين . . . است .
( 8 ) . س : - اول .
( 9 ) . س : شناختن .
( 10 ) . س : + علم .
( 11 ) . س : + را .
( 12 ) . م : از آن .
( 13 ) . م : شناسند .
( 14 ) . س : - كه ؛ م : + او .
( 15 ) . م : درستى .
( 16 ) . م : - است .
( 17 ) . ل : يا .
( 18 ) . س : دارد .
( 19 ) . ل : شدن .
( 20 ) . س : بازآرد ؛ م : بازگردانند . « علم يعرف منه أحوال بدن الإنسان من جهة الصحّة و المرض لتحفظ الصحّة حاصلة و تسترد زايلة . » ( شرح موجز القانون ، نسخهء شمارهء 4835 كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ) .