بود شيرهء تخم خرفهء بريانكرده با اشربه مىدهند و تخم زوفاى بريانكرده و اسبغول بريانكرده « 1 » به روغن گل چرب كرده ، درد روده را ساكن گرداند . غذا برنج به خشخاش بريانكرده و صمغ عربى بريانكرده « 2 » ، و زردهء نيمبرشت « 3 » ، و اگر ضعف بود تيهو و كبك يا چوژهء بريانكرده « 4 » دهند « 5 » .
فصل ششم : در ديدان « 6 »
آنچه دراز است كه آن را حيّات « 7 » گويند ، تولّد آن در امعاى دقاق مىباشد . علامتش درد شكم و احساس حركت آن در وقت گرسنگى و غثيان و در خواب دندان در هم كشيدن و از دهن آب رفتن و در روز دهان و لبها خشكى كردن و بدخويى و از اندك سخنى خشم گرفتن و گاه بود كه غشى و خفقان و حالتى شبيه به صرع عارض گردد ؛ و آنچه به حبّ القرع و كدودانه « 8 » مشهور است تولّدش در امعاى غلاظ است . علامتش آنچه گذشت و بيرون آمدن آن و اگر در حمّام روند و صبر كنند تا اعضا گرم شود و تشنگى غلبه كند ، بعد از آن چيزى خنك بر شكم نهند « 9 » ، اگر بالاى ناف جمع گردند ، حيّات است و اگر زير ناف حبّ القرع است « 10 » . علاجش چهار روز در صباح قدرى شير دهند و در نماز پيشين نخوداب چرب و بعد از آن روز پنجم در صباح قدرى بدود و يا چيزى گران از جايى به جايى نقل « 11 » نمايد ، چندانكه نفس زدن پياپى شود . بعد از آن از
هامش
( 1 ) . س : - با اشربه مىدهند . . . كرده .
( 2 ) . ل : - و صمغ عربى بريانكرده .
( 3 ) . ل : + نيك بود .
( 4 ) . ش : - كرده .
( 5 ) . ف ، ش : + و اللّه أعلم .
( 6 ) . د : - بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . . . فصل ششم در ديدان . ( افتادگى نسخه ) ؛ ديدان : كرم روده است .
( 7 ) . حيّات : كرمان دراز بزرگ كه در امعاء الدّقاق افتد . ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، نقل از لغتنامه ) .
( 8 ) . حبّ القرع ( كدودانه ) : نوعى كرم انگل كه در لولهء هاضمهء ذوات الفقار يافته شود . شكل اين كرم مايل به پهنى و بندبند است و درازاى آن تا چندين گز مىرسد و مرحلهء اوّل زندگى او در گوشت خوك بود . ( لغتنامه ) .
( 9 ) . س : - نهند .
( 10 ) . ل ، ف ، ش : - است .
( 11 ) . س : ثقل .