مفهوم مخالف اين حديث اين است كه اگر قصد ازدواج در كار نباشد نگاه كردن جايز نيست . جواب اين استدلال همانطور كه فقها گفتهاند اين است كه :
اولا نگاه خواستگار با نگاه غيرخواستگار فرق مىكند . خواستگار به ديدهء خريدارى و براى خريدارى نگاه مىكند و به اصطلاح نظر استقلالى دارد و معمولا خالى از تلذذ نيست .
لهذا فقها مىگويند نگاه خواستگار با علم بدين كه تلذذ حاصل مىشود مانعى ندارد . البته هدف او بايد تحقيق باشد نه تلذذ . ولى غيرخواستگار اگر به منظور تلذذ نخواهد نگاه كند نظرش آلى خواهد بود نه استقلالى . ما فرق بين اين دو نوع نظر را در تفسير آيهء 31 سورهء نور بيان كرديم و خلاصه اين است : كسى كه قصد خواستگارى ندارد نبايد با چشمان خيره و نگاههاى خريدارى زن را ورانداز كند و اين منافات ندارد كه نظر به چهرهء زن بهطور آلى يعنى به اندازهاى كه لازمهء مخاطبه است جايز باشد .
و ثانيا در مورد نگاهى كه مقدمهء خواستگارى است ، چنانكه روايات ديگر دلالت دارد و فقها هم فتوا مىدهند ، جواز نظر اختصاص به چهره و دو دست ندارد بلكه نسبت به مطلق زيبايىهاى زن نيز جايز است . از باب نمونه دو روايت را ذكر مىكنيم :
1 . عبد اللّه بن سنان قال : قلت لابى عبد اللّه عليه السلام : الرّجل يريد ان يتزوّج المرأة أ فينظر الى شعرها ؟ فقال : نعم ، انّما يريد ان يشتريها باغلى الثّمن « 1 » .
عبد اللّه بن سنان مىگويد : از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم وقتى شخص اراده دارد با زنى ازدواج كند آيا جايز است به موى او نگاه كند ؟ فرمود :
آرى ، زيرا به گرانبهاترين قيمت خريدار اوست .
يعنى آنچه انسان در زندگى زناشويى مايه مىگذارد از هر چيز گرانبهاتر است . واضح است كه مراد مهريّه نيست ، زيرا ارزش پولى مهريّه گرانبهاترين قيمت نيست ؛ بلكه مقصود اين است كه مىخواهد با او زندگى كند و عمر خويش را با او بسر برد .
2 . عن رجل عن ابى عبد اللّه عليه السلام قال : قلت له : أ ينظر الرّجل الى المرأة يريد تزويجها فينظر الى شعرها و محاسنها ؟ قال : لا بأس بذلك اذا لم يكن متلذّذا « 2 » .
مردى از حضرت صادق عليه السلام مىپرسد : آيا مردى كه قصد ازدواج دارد حق دارد به مو و زيبايىهاى زن موردنظرش نگاه كند ؟ فرمود : اشكالى ندارد مشروط بر اينكه مقصودش التذاذ نباشد .
هامش
( 1 ) . وسائل ج 3 ، ص 12 ، تهذيب ج 7 ، ص 435
( 2 ) . كافى ج 5 ، ص 365 ، وسائل ج 3 ، ص 11