تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 1147

مساهمون:

ص١١٤٧
چنان بود و بعد از نزول آيهء حجاب چنين شد ، مقصود اين آيه است كه مربوط به زنان پيغمبر است « 1 » ، نه آيات سورهء نور كه مىفرمايد :
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
- الى آخر -
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ .
يا آيهء سورهء احزاب كه مىفرمايد :
يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ
الى آخر . اما اينكه چطور در عصر اخير به جاى اصطلاح رايج فقها يعنى ستر و پوشش كلمهء حجاب و پرده و پردگى شايع شده است براى من مجهول است ، و شايد از ناحيهء اشتباه كردن حجاب اسلامى به حجابهايى كه در ساير ملل مرسوم بوده است باشد . ما در اين‌باره بعدا توضيح بيشترى خواهيم داد .

سيماى حقيقى مسألهء حجاب

حقيقت امر اين است كه در مسألهء پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان ؟ روح سخن اين است كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد ؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زنى در هر محفلى حداكثر تمتعات را به استثناى زنا ببرد يا نه ؟ اسلام كه به روح مسائل مىنگرد جواب مىدهد : خير ، مردان فقط در محيط خانوادگى و در كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين مىتوانند از زنان به عنوان همسران قانونى كامجويى كنند ، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است . و زنان نيز از اينكه مردان را در خارج از كانون خانوادگى كامياب سازند به هر صورت و به هر شكل ممنوع مىباشند . درست است كه صورت ظاهر مسأله اين است كه زن چه بكند ؟ پوشيده بيرون بيايد يا عريان ؟ يعنى آن كس كه مسأله به نام او عنوان مىشود زن است و احيانا مسأله با لحن دلسوزانه‌اى طرح مىشود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اينكه آيا مرد بايد در بهره‌كشى جنسى از زن ، جز از جهت زنا ، آزادى مطلق داشته باشد يا نه ؟ يعنى آن‌كه در اين مسأله ذى نفع است مرد است نه زن ، و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذىنفع‌تر است . به قول ويل دورانت : دامن‌هاى كوتاه براى همهء جهانيان بجز خياطان نعمتى است .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 148 - 151 .