و همچنين از ائمه عليهم السلام نيز روايت شده است مخصوصاً در روايات اجازه داده شده كه :
از اهل ذمّه زمين خريده شود ، و معلوم است كه آنها اذن و اجازه نداشتهاند و استجازه نمىكردند .
و زمينهائى كه قبل از اسلام داشتهاند بعد از مسلمان شدن ملك آنها شناخته شده است با اينكه بدون اذن احيا كرده بودند .
و زمينهاى مفتوح عنوه ملك مسلمين است با اينكه اگر اذن لازم بود و آنها بدون اذن احيا كرده بودند پس ملك امام مىشد .
خلاصه اينكه بر حسب روايات يا بايد بگوئيم اصلًا اجازه شرط نيست مانند :
« من احيا ارضا مواتا فهو له » .
« ايّما قوم احيوا شيئاً او عملوه فهم احق به » .
« عبادى الأرض لله و لرسوله فمن احيا » .
« موتان الأرض لله و لرسوله فمن . . . » .
« انّ الارض ارض الله و العباد عبد الله فمن احيا » .
و نظاير اينها كه ظاهرش اين است كه زمين از آنِ خدا است و مال كسى نيست پس هر كسى هرچه احيا كند مال خودش هست مانند حيازت كردن مباحات .
و يا بگوئيم : كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام اجازه دادهاند ، به موجب ظهور اخبار ذيل :
« ايما قوم احيوا شيئاً من الارض » .
« عادّى الارض لله و لرسوله ثم هى لكم منى فمن احيا . . . » .
« عبادى الارض لله و لرسوله ثم لكم من بعد فمن احيا » .
2 - بعضى از فقها شرط كردهاند كه احياكننده بايد مسلمان باشد مانند علامه در تذكره و محقق در شرايع ( در اوّل كلامش ) و جامع المقاصد ، بلكه ظاهر كلام تذكره و جامع المقاصد اين است كه مطلب اجماعى است و بعضى فرمودهاند : كه اگر امام در بلاد اسلامى به ذمّى اجازهء احيا دهد مالك مىشود ، مانند شهيد در ذكرا و دروس و شيخ در
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: علي الأحمدي الميانجي
ص٢٨٠