9 - هرچه املاك داشت از زمينهاى موات احيا كرده بود و از زمينهاى آباد فىء چيزى به او نرسيده بود كما اينكه در نامهء عثمان بن حنيف در بعضى از نسخ چنين آمده است :
« و لا حزت من ارضها شبرا »
يعنى از زمين دنياى شما ( كه همان زمين فىء يا مفتوح عنوة باشد ) يك وجب تصرّف نكردم مگر فدك كه داستان مفصلى دارد و ما بعداً به آن اشاره خواهيم كرد ، ان شاء اللَّه تعالى .
در تاريخ از زمينهاى فىء كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان صحابه تقسيم نموده ، براى امير المؤمنين عليه السلام چيزى ذكر نشده است و اگر چنين چيزى بود حتماً نقل مىكردند كما اينكه ديگران را اسم بردهاند و هرچه از املاك آن حضرت اسم بردهاند به طور آشكار قيد كردهاند كه خودش احيا نموده است .
وقف نامههاى امير المؤمنين عليه السلام :
امير المؤمنين عليه السلام بعضى از املاك خود را در مدينه در اوائل وقف نمودند مانند « بغيبغه » و « عين أبى نيزر » كه در همان سالى كه چشمهها را حفر نمود وقفنامهها را نوشته است و بعضى را در « مسكن » در سال 37 يا 39 نوشتهاند كه اواخر عمر آن حضرت بود .
عين الفاظ وقفنامهها را مورّخين و محدّثين ذكر نمودهاند گرچه در متن ، آنها با همديگر اختلاف دارند .
ما اينك وقفنامهها را عيناً اينجا نقل مىكنيم :
« عن عبد الرحمن بن الحجاج : قال : بعث الى بهذه الوصية ابو ابراهيم عليه السلام .
هذا ما اوصى به و قضى فى ماله عبد اللَّه على ابتغاء وجه اللَّه ليولجنى به الجنة و يصرفنى به عن النّار و يصرف النار عنّى
يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ
.
انّ ما كان لى من مال « بينبع » « 1 » . يعرف لى فيها و ما حولها صدقة و رقيقها غير : « أبى رباح » و أبى نيزر » و « جبير » « 2 » . عتقاء ليس لأحد عليهم سبيل فهم موالى يعملون فى المال خمس حجج و منه « و فيه » نفقتهم و رزقهم و رزق اهاليهم .
هامش
( 1 ) - « ان ما كان لى من ينبع - ب » .
( 2 ) - « غير ان رباحا و ابا نيزر و جبير اعتقاء - ب » و كذا الدعائم .