« ان له ماله و دمه ما عليه حاضره و باديه » : « 1 »
به درستى مال و خون او از آن او است و در اين حكم ملك شهر و بيابان فرقى ندارد .
28 - در مكتوبى كه براى « ذى خيوان » نوشتهاند آمده است .
« لعك ذى خيوان آن كان صادقا فى ارضه و ماله و رقيقه فله الأمان و ذمة محمد » : « 2 »
عك ذى خيوان اگر ( در اسلام آوردنش ) راستگو باشد ، در مال و زمين و بردهاى كه ( از هنگام مسلمان شدن ) دارد ، در پناه « اسلام » و محمد صلى الله عليه و آله و سلم است .
29 - و براى طايفهء « ربيعه » چنين نوشتهاند :
« ان لهم اموالهم و نحلهم و رقيقهم و آبارهم و شجرهم و مياههم و سواقيهم و نبتهم و شراجعهم و كل مال لآل ذى مرحب » : « 3 »
اموال و زنبور عسل و بردهها و چاهها و درختان و آبها و نهرها و گياهها و شراجع ( ظاهراً چوبى بوده كه احتمالًا براى كشيدن آب از چاه از آن استفاده مىشده است ) آنها از آن خودشان است .
30 - و براى رؤساى قبيلهء عمان نامهاى نوشتهاند كه در آن چنين ذكر شده است :
« ان لهم ما اسلموا عليه » . « 4 »
اموال و دارائى كه در هنگام مسلمان شدن داشتند ، مال خودشان است .
31 - در فرمانى كه براى منذر بن ساوى حاكم بحرين نوشته شده ، چنين مرقوم داشتهاند :
« فاترك للمسلمين ما اسلموا عليه » : « 5 »
هركس آنچه در حال اسلام آوردن دارد ، براى خودش ( قرار بده و ) بگذار .
نتيجهگيرى از نامهها :
آنچه در نامههاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با بحث ما ارتباط داشت نقل كرديم و به نحو
هامش
( 1 ) - مكاتيب ص 436 از طبقات ج 1 و رسالات نبويه و اصابه ج 1 .
( 2 ) - مكاتيب ص 444 از أسد الغابة ج 2 و رسالات نبويه و مجموعه .
( 3 ) - مكاتيب ، ص 313 - از طبقات ج 1 و رسالات نبويه .
( 4 ) - مكاتيب ص 297 از اموال أبى عبيد و رسالات نبويه و جمهره و مجموعه .
( 5 ) - مكاتيب ص 219 از سيرهء حلبى و سيرهء زينى دحلان و رسالات نبويّه و اعيان الشيعة و جمهره و مجموعه و . . .