22 - و در نامهاى براى اهل « دومه » چنين نوشته است :
« لنا الضاحية من البعل و لكم الضامنة من النخل » : « 1 »
درختهاى خرماى خودرو مال ما و درختهاى كاشته شده توسط شما مال خودتان .
23 - و براى وائل و خاندانش چنين نوشته شده است :
« لابناء معشر . . . بما كان لهم فيها من ملك و موامر و عمران و بحر و ملحح و محجر و ما كان لهم من مال أ ترثوه بايعت و ما لهم فيها من مال بحضرموت » . « 2 »
ملكهاى معمور و آباد و ( سنگهاى ) مرمر و دريا و نمك و ( زمينهاى ) تحجير شده و آنچه را كه داشتهاند قبل از اسلام و يا به آنها به ارث رسيده بود و نيز آنچه را كه در حضر موت دارا بودند ، از آن ايشان خواهد بود .
24 - و باز براى خود « وائل » بزرگ « حضرت موت » نوشتهاند :
« جعلت لك ما فى يديك من الأرضين و الحصون » . « 3 »
براى تو قرار دادم آنچه كه در دست دارى از زمينها و قلعهها .
25 - و در نامهاى كه براى طايفهء « همدان » نگارش يافته مىخوانيم :
« على ان لهم فراعها و وهاطها و غرازها » : « 4 »
فراز و نشيب زمينها و زمينهاى مواتشان مال آنها خواهد بود .
26 - و در مكتوبى كه براى « عمير » يكى از رؤساى همدان فرستاده ، چنين ذكر شده است :
« فان لكم ذمة الله و ذمة رسوله على دمائكم و اموالكم و ارض البور التي اسلمتم عليها سهلها و جبلها و عيونها و فروعها » : « 5 »
بر عهدهء خدا و رسول خدا است حفظ خونها و اموال و زمينهاى موات « باير » كوه و دشت و چشمههايش كه قبل از اسلام گزيدن ، در اختيار داشتيد .
27 - براى « حبيب فرزند عمرو » نوشتهاند :
هامش
( 1 ) - مكاتيب ص 392 از ابن عساكر ج 3 ، ص 434 و رسالات نبويه و طبقات .
( 2 ) - مكاتيب ص 394 از معجم صغير طبرانى و معجم البلدان .
( 3 ) - مكاتيب ص 403 از طبقات و تاريخ ابن خلدون و رسالات نبويه و مجموعه .
( 4 ) - مكاتيب ص 425 از عقد الفريد و سيره دحلان و شرح شفا تأليف قارى و نهاية الارب و اعلام السائلين و سيره ابن هشام و جمهره و مجموعه .
( 5 ) - مكاتيب ص 432 از تاريخ يعقوبى و رسالات نبويه و طبقات ج 6 و اصابه ج 2 و أسد الغابة ج 4 و اعلام السائلين .