تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ارث آيات وصيت را نسخ كرده است يا نه ؟ و چون اين بحث‌ها از غرض ما دور است فلذا صرف نظر نموده و به تفاسير مربوطه ارجاع مىدهيم . « 1 » 2 - خير در لغت متضاد شر است و در اين آيه به معناى مال است و در قرآن مجيد خير به معناى مال در جاى ديگر نيز اطلاق شده است مانند :
« وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ »
« 2 »
*
. . .
« وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ » .
« 3 » . . .
« رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » .
« 4 » به قرينهء مقام شخصى كه هنگام مرگ مىخواهد به خويشان خود وصيت كند معلوم است كه مراد مال قابل توجهى مىباشد و لذا گفته‌اند كه مراد از خير در اينجا مال زياد است . طبرى گويد : كه اختلاف شده است در مقدار مالى كه از آيهء مراد است بعضى هزار درهم و بعضى هفتصد تا نهصد و يا پانصد تا هزار گفته‌اند . به هر جهت مراد از خير در اين آيه مال كم نيست و شايد از تنوين تنكير در
( خَيْراً )
كه به قرينهء مقام دال بر تعظيم دارد استفاده كرده‌اند امام رازى در معناى خير تمام اقوال را نقل كرده است . « 5 » در روايت از امير المؤمنين عليه السلام نيز خير به معناى مال كثير نقل شده است : « عن امير المؤمنين عليه السلام : انه حضره رجل مقل فقال : الا اوصى يا امير المؤمنين فقال : اوص بتقوى الله و اما المال فدعه لورثتك فانه طفيف يسير و انما قال الله عزّ و جلّ :
« إِنْ تَرَكَ خَيْراً »
و انت لم تترك خيرا توصى فيه » . « 6 » ترجمه : مرد فقيرى به نزد امير المؤمنين عليه السلام آمده عرض كرد : آيا وصيت نكنم يا امير المؤمنين ؟ فرمود : به تقوا وصيت كن و اما مال را بگذار براى ورثه خود ، زيرا كه كم است و همانا خدا فرموده است :
« إِنْ تَرَكَ خَيْراً »
و تو خيرى نگذاشتى كه وصيت در آن باشد .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : مجمع البيان ج 1 ، ص 267 و تبيان ج 2 ، ص 108 و المنار ج 2 ، ص 134 و طبرى ج 2 ، ص 68 و الميزان ج 1 ، ص 449 و رازى ج 5 ، ص 58 و نور الثقلين ج 1 ، و در المنثور ج 1 در تفسير آيهء مباركه . ( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 272 . ( 3 ) - سورهء عاديات ، آيهء 8 . ( 4 ) - سورهء قصص ، آيهء 24 . ( 5 ) - رجوع شود به تفسير رازى ج 5 ، ص 59 و طبرى و . . . در تفسير آيه كه اقوال را در معناى خير نقل كرده‌اند . ( 6 ) - مستدرك الوسائل ج 2 ، ص 538 از دعائم الاسلام .
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى) — صفحة 144 | علي الأحمدي الميانجي