تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
از سنگ بيرون مىآيد ، بلكه او است خداوند صمد كه نه از علتى و سببى بهم رسيده است ، و نه در چيزى است كه مكانى داشته باشد ، مانند چشم كه محتاج به مكان است ، و مانند عرض كه محتاج به محل است و چون سياهى و سفيدى ، و نه بر چيزى است مانند پادشاهى كه بر تخت نشسته باشد . و همهء ممكنات را او از عدم به وجود آورده است ، و به قدرت كاملهء خود همه را خلعت هستى پوشانيده است ، فانى مىگرداند هر چه را خواهد زايل گرداند ، و باقى مىدارد هرچه مصلحت در بقاى آن داند « 1 » .
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
، يعنى احدى از ممكنات كفو و مثل و شبيه و نظير او نيست ، پس نه جسم است كه به اجسام ماند ، و نه جوهر است كه به جواهر شبيه باشد ، و نه عرض است كه مانند اعراض محتاج به محل باشد ، و در خداوندى عديل و شبيه ندارد . و از حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه پرسيدند از تفسير اين سوره فرمود كه خدا أحد است بىآن كه تعددى در ذات و صفات او باشد ، و صمد است بىآن كه اعضاء و اجزاء داشته باشد ، و فرزندى ندارد كه وارث پادشاهى او را باشد ، زيرا كه هر كه فرزند دارد جسم است و در معرض فنا است و از او پادشاهى به ديگرى مىرسد و از كسى متولد نشده است ، و اگر نه او را به خداوندى سزاوارتر خواهد بود و لا أقل شريك او خواهد بود « 2 » . و در تفسير اين سورهء كريمه اگر كتابها نوشته شود وفا به عشرى از اعشار آن نمىتواند كرد .
هامش
( 1 ) توحيد شيخ صدوق : 91 . ( 2 ) مجمع البيان 5 / 566 .