تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

پرسش 14

آنگاه كه پيامبر صلى الله عليه و آله ( قبل از وفاتش ) خواست نامه‌اى بنويسد و عمر با آن مخالفت كرد ، چرا على عليه السلام چيزى نگفت با اين‌كه او مرد شجاعى بود ؟ پاسخ در اينجا با ابن عباس هم‌صدا مىشويم كه گفت : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، روز پنج‌شنبه ، كه چيزى به وفاتش نمانده بود ، فرمود : قلم و دواتى بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه هرگز گمراه نشويد « 1 » ولى از ميان حاضران برخى با اين كار مخالفت كردند و عمر بن خطاب گفت : بيمارى بر پيامبر چيره شده است ! و در نقل ديگر گفت : پيامبر هذيان مىگويد ! و اصحاب به مشاجره با يكديگر پرداختند . اين سخنان به‌گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و فرمود : برخيزيد و از اين‌جا برويد . شايسته نيست در محضر پيامبر به اختلاف و كشمكش بپردازيد . آنگاه ابن عباس مىگويد : بزرگ‌ترين فاجعه و مصيبت همان بود كه ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و خواستهء او كه نوشتن نامه بود ، مانع شدند تا آنجا كه صداى زنان پشت پرده بلند شد و مخالفان را نكوهش كردند .

هامش
( 1 ) . « . . . ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ . قَالَ عُمَرُ : إِنَّ النَّبِيَّ غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَ عِنْدَنَا كِتَاب‌ُاللَّهِ ، حَسْبُنَا ، فَاخْتَلَفُوا وَ كَثُرَ اللَّغَطُ ، فَقَالَ صلى الله عليه و آله قُومُوا عَنِّي وَ لَا يَنْبَغِي عِنْدِيَ التَّنَازُعُ » . صحيح بخارى ، شماره‌هاى 114 ، 3053 ، 3186 ، 4432 ، 5669 ، 7366