كند ، و ما در پاسخ چهاردهم به برخى از مدارك حديث ثقلين اشاره كرديم ، ولى گردآورندهء پرسشها دربارهء رهبران خود چه مىگويد كه تحت نام « سلف » گفتار آنها را حجّت دانسته ، بدون اينكه گفتار آن سلف ، به پيامبر برسد ، حتى آراى صحابه را بدون اينكه از پيامبر نقل شود ، مدرك فقهى خود مىداند ، و در كتابهاى خود عناوينى قرار دادهاند ؛ مانند « سنّت ابى بكر » ، « سنت عمر بن خطاب » ، « سنت عثمان » به چشم مىخورد ، اگر واقعاً گفتار آنها گفتار پيامبر است ، پس بگوييد « سنت پيامبر » و اگر غير آن است پس چگونه به آن سنتها عمل مىكنيد .
شما مذهبى به نام مذهب سلف در مقابل اسلام درست كردهايد ، و همهء حق را به آنها مىدهيد و هر نوع تفكّر و اجتهاد را از ديگران سلب مىنماييد و در حقيقت سلفىگرى ، نوعى استبداد فكرى و بزرگترين مايهء تفرقه شده است .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 330
مساهمون: محمد طبرى
ص٣٣٠