تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
بلند شد كه چرا يك جوان را سرپرست بزرگسالان كرده است . پيامبر در پاسخ گفت : اين مطلب تازگى ندارد . در جنگ موته وقتى پدر او را فرمانده ساختم نيز اعتراض كرديد . بالأخره به اسامه مأموريت داد هرچه زودتر مدينه را ترك كند و فرمود : لعنت خدا بر كسانىكه از رفتن تخلف كنند . حال ببينيد چه كسانى تخلف كردند . همين قدر يادآور مىشويم كه اميرمؤمنان پرستار پيامبر صلى الله عليه و آله و مراقب درون خانهء آن حضرت بود . او مأموريتى براى رفتن نداشت . احمدبن عبدالعزيز جوهرى در كتاب « السقيفه » با سند خود چنين نقل مىكند كه : پيامبر صلى الله عليه و آله اسامه را مأمور جهاد با روميان كرد . وى و يارانش در حال آماده شدن براى حركت بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله از هوش رفت . سپس به هوش آمد و از حركت اسامه سؤال كرد . گفتند در حال آماده شدن هستند . فرمود : هر چه زودتر سپاه را اعزام كنيد . خداوند لعنت كند كسانى را كه از سپاه اسامه عقب بمانند . وى با پرچمى كه ياران پامبر صلى الله عليه و آله پيش روى او بودند ، از مدينه خارج شد و در لشكرگاه مدينه به نام « جرف » فرود آمد ، در حالى كه ابوبكر و عمر و اكثر مهاجران و برخى سران انصار ؛ مانند اسيدبن حضير و بشير بن سعد در ركاب او بودند . ناگهان مردى از مدينه خود را به لشگرگاه رساند و گفت : پيامبر خدا در حال مرگ است . آنان بىدرنگ به مدينه بازگشتند و اسامه را تنها گذاشتند . حال چه كسانى مشمول اين حديث هستند ؟ اين كه مىگويد : شيعيان اين حديث را درست كرده‌اند تا خلفا را لعن كنند ، جريان درست به عكس است ، بلكه حديث بهترين دليل بر