2 . بنى هاشم و گروهى از اصحاب در خانهء امير مؤمنان عليه السلام تحصن كردند و حاضر به بيعت نشدند . آنها را تهديد كردند و گفتند خانه را با شما به آتش مىكشيم و اين مسألهاى نيست كه بتوان آن را انكار كرد . عمر با گروهى به در خانهء على عليه السلام آمدند و با دخت گرامى پيامبر برخورد كرد و گفت با همين قبيله خانهء شما را به آتش مىكشم . بايد اين گروه از خانه بيرون بيايند و بيعت كنند . مدارك اين حادثه را در پاورقى ببينيد . « 1 » و امّا اين كه چرا على عليه السلام با مخالف خود نجنگيد ؟ بارها در اين باره سخن گفتهايم و خود اميرمؤمنان عليه السلام در يكى از سخنانش « 2 » علت سكوتش را بيان كرده است و آن اين كه موقعيت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله آنچنان نگران كننده بود كه قيام حضرت براى گرفتن حق خود ، به قيمت نابودى اصل اسلام تمام مىشد . مسلّماً در اين وضعيت ، على عليه السلام ترجيح مىداد اصل اسلام باقى بماند ، هر چند خلافت او از دست برود و گذشته از اين ، كار اميرمؤمنان عليه السلام طبق وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله بود . پيامبر او را در اين مورد امر به سكوت كرده بود ، ولى دربارهء قاسطين و ناكثين و مارقين مأمور به جنگ بود . ازآنروكه دراين مورد ، پيشتر سخن گفتهايم ، نيازى بهتكرار نيست .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 197
مساهمون: محمد طبرى
ص١٩٧
هامش
( 1 ) . المصنف ابن شيبه ، ج 8 ، ص 572 ؛ انساب الاشراف ، بلاذرى ، ج 1 ، ص 586 ، چاپ دارالمعارف ، قاهره ؛ الإمامة والسياسه ، ابن قتيبه ، ج 1 ، صص 12 و 13 ، چاپ مصر ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 443 ، چاپ بيروت : العقد الفريد ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 87 ، تحقيق خليل شرف الدين ؛ الاستيعاب ، ج 3 ، ص 979 ، تحقيق على محمد بجاوى و . . .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 56