چنين اتهامى پيراسته است . شگفت اينجا است ، دو تفسيرى كه در پاورقى از آنها ياد مىكند ، با صراحت گفتهاند : همسران پيامبران ، ممكن است مرتكب گناه شوند ولى هرگز در مسائل زناشويى خيانت نمىكنند و اين را به صورت يك ضابطه كلّى مطرح مىكنند كه شامل حال همسران پيامبر اسلام نيز مىباشد . آنان اين نظريه را در تفسير آيه 10 سورهء تحريم ، كه دربارهء همسران نوح و لوط مىفرمايد : « فَخَانَتَاهُمَا » مطرح كردهاند . با اين وصف گردآورندهء پرسشها ، از اين كتاب نقل مىكند كه آنها عايشه را به خيانت متهم كردهاند ! خوب است لااقل اندكى تقوا و امانتدارىِ علمى در تبليغ مذهب خود و تخريب چهرهء ديگران رعايت شود . در ضمن پيشتر ( پرسش 51 ) گفتيم كه تفسير قمى ارزش علمى ندارد ؛ زيرا اين كتاب را فردى مجهول و ناشناخته به علىبن ابراهيم نسبت مىدهد و قسمتى از آن را از زياد بن منذر ، معروف به ابىالجارود ، كه ضعيف شمرده شده ، نقل مىكند . با اين وضع چگونه اين كتاب را سند قرار مىدهد . ديگرانى مانند سيد بحرانى نيز از آن تفسير نقل كردهاند . البته اين دفاع از عايشه به معناى دفاع از همهء كارهاى او نيست . شكى نيست كه شورش مسلحانهء او بر ضد امام زمان خود ؛ يعنى على عليه السلام خلاف شرع آشكار و بر خلاف دستور صريح قرآن است كه به زنان پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : . . . وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ . . . ؛ « 1 » « در خانههاى خود آرام
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 183
مساهمون: محمد طبرى
ص١٨٣
هامش
( 1 ) احزاب : 33